آیا بنیان گذار فرقه ی حلقه ،عرفان را منحصر در طریقه ی خاص خود می داند؟

با نگاهی گذرا به آثار بیانی و بنانی بنیان گذار فرقه ی انحرافی حلقه،یکی از اولین مواردی که فوراً جلب توجه می کند،تقسیم بندی های او پیرامون عرفان است.طاهری در یک تقسیم بندی،عرفان را به عرفان کمال و عرفان قدرت، تقسیم[۱] و شاخصه ها و ویژگی های[۲] هر کدام را بیان کرده است.

مطابق با تقسیم بندیِ طاهری،تمام جریانات عرفانیِ گذشته و حال، بجز حلقه، در قسمِ عرفان قدرت، قرار می گیرند و تنها یک طریقه بر سبیل صحیح و صواب قرار گرفته و آن روش ابداعی اوست.در حقیقت طاهری همه ی روش های دیگر را ردّ و نفی می کند و از طرفی،تنها روشِ موجود که همان طریقه ی مخصوص به خود اوست را هم منحصر در آموزه های خود دانسته و منشأ ، منتها و محور آن را خودش می داند.او در عین اینکه از بی سابقه بودن روش ابداعی اش سخن می گوید، فردی را که بخواهد بر این روش چیزی بیفزاید را هم بدعت گذار ، متقلب و فریبکار می نامد[۳].

نتیجه این می شود که طاهری و اتباعش در واقع می گویند: عرفان فقط مختص به ماست.ما آغازگر و ختم کننده و محور عرفانیم.و سایر روش های عرفانی،ابزاری برای قدرت هستند.

اکنون به نحو مختصر به پاره ای از قدرت طلبی های انحصاریِ بنیان گذار عرفان حلقه اشاره می کنیم.

یکم) بی سابقه بودن اتصالات

بر کسی پوشیده نیست که در طول تاریخ بشریت کسی جز طاهری برای دینداری و ارتباط با خدا مدعی اتصالات فردی و جمعی از راه شبکه ی شعور کیهانی و تشکیل حلقه نشده است.و انبیاء و اولیاء،ایمان و عمل صالح را تنها راه ارتباط با خدای متعال دانسته اند.این مساله بی سابقگی اتصالات ادعایی طاهری را اثبات می کند.

دوم) منشأ تمامی اتصالات فقط طاهری است

طاهری گفته است که منشا همه ی اتصالات جمعی ،اتصال فردی است.و واضح است که فقط طاهری مدعی شده است که در اثر یک اشتیاق زاید الوصف به خدا متصل شده و کسی جز طاهری مدعی چنین مساله ای نیست.طاهری در اینباره می گوید:«منشا اولیه  ی همه ی اتصال های جمعی،اتصال فردی است؛زیرا اگر اتصال فردی نبود ،کسی صاحبِ روزی مورد نظر نمی شد تا بتواند از روزی خود به دیگران انفاق کند و از این طریق ،اتصال جمعی برقرار شود»[۴].

سوم) کسی حق ندارد اتصالات عرفان طاهری را با نام دیگری مطرح کند

طاهری: «هیچ کس حق معرفی این اتصال را با نام دیگری غیر از شبکه ی شعور کیهانی و یا شعور الهی نداشته،این کار فریب دیگران محسوب شده و باعث سوق آن ها به سمت غیر خدا و انحراف آن ها خواهد شد».[۵] این مساله به خوبی اثبات می کند که عرفان مساوی با اندیشه های طاهری است و کسی نباید بر آنان بیفزاید.[۶]

نتیجه: مطابق با منابع حلقه می توان نتیجه گرفت: «عرفان از طاهری آغاز و به او ختم می شود و منحصر در طریقه ی حلقه است و بس.و اگر طاهری و اتصالات او نبود عرفانی هم درکار نبود.و هر عرفانی،جز طریقه ی طاهری،انحراف و فریب است.و اگر طاهری نبود،کسی متوجه منفی و قدرت بودن سایر روش های عرفانی نمی شد».

و کاملا واضح است جماعتی که چنین ادعاهایی را دارند،نتنها بر سبیل حق و هدایت نبوده،بلکه جماعتی خود شیفته و فریب کار هستند.

پی نوشت:

 [۱]- انسان از منظری دیگر،صفحات ۱۹، ۱۰۱ ، ۱۹۷، ۲۰۵ و… 

 [۲]- انسان از منظری دیگر،صفحات ۲۰۰ ، ۲۰۱ و… 

 [۳]- عرفان حلقه، ص ۵۱ انسان از منظری دیگر صفحات ۹۱ و ۱۲۸٫ 

 [۴]- انسان و معرفت،ص ۸۵٫ 

 [۵]- انسان از منظری دیگر؛ص ۹۱٫ 

 [۶]- هر چند که این سخن مقبول افرادی همچون نیرومنش نیفتاده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.