یادداشت ها

امام خمینی رضوان الله علیه و رد اعتقاد حلقویان در نفی صفات الهی به طور مطلق

«عبد الرحيم گويد نوشتم به حضرت صادق، سلام اللّه عليه، توسط عبد الملك كه طايفه‏ اى در عراق‏ اند كه «حق تعالى را توصيف كنند به صورت و تخطيط. (يعنى عروق و رگ و پى، با شكل و هيئت) پس اگر صلاح مى‏ دانيد، فداى‏ شما شوم، مذهب صحيح را در توحيد مرقوم فرماييد». پس مرقوم فرمود:
«خدا تو را رحمت كند، از توحيد سؤال كردى و آنچه را در آن اختيار كردند اشخاصى كه پيش تو هستند. (يعنى اهل عراق) بزرگ است خدايى كه نيست مثل او چيزى و او شنوا و بيناست، بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند توصيف ‏كنندگانى كه تشبيه نمايند خداوند را به مخلوقش،- آنهايى كه افترا و دروغ بندند به خداوند. پس بدان، خداوند تو را رحمت كند، كه مذهب صحيح در توحيد آن است كه قرآن به آن نازل شده از صفات خداى تعالى. پس نفى كن از خداوند بطلان و تشبيه را: نه نفى صفات كن كه آن بطلان است، و نه صفات شبيهه به خلق ثابت كن براى او كه آن تشبيه است. اوست اللّه و ثابت و موجود، بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند وصف كنندگان. از قرآن تجاور نكنيد پس به ضلالت و گمراهى بيفتيد بعد از بيان و تعليم الهى.»

از تأمل در اين حديث شريف و تدبر درست در صدر و ذيلش معلوم شود كه مقصود از نفى توصيف حق، تفكر نكردن در صفات و توصيف ننمودن حق مطلقا، نيست چنانچه بعضى از محدثين جليل فرمودند، زيرا كه در اين حديث امر فرمود به نفى تعطيل و تشبيه- چنانچه در بعض روايات ديگر[2]– و اين خود بى ‏تفكر در صفات و علم كامل به آنها صورت نگيرد بلكه مقصود آن جناب آن است كه توصيف ننمايند به آنچه لايق ذات مقدس حقّ تعالى نيست، مثل اثبات صورت و تخطيط و غير آن از صفات مخلوق كه ملازم با امكان و نقص است، تعالى اللّه عنه.

و اما توصيف حق تعالى به آنچه لايق ذات مقدس است، كه آن در علوم عاليه ميزان صحيح برهانى دارد، پس آن امر مطلوبى است كه كتاب خدا و سنت رسول، صلّى اللّه عليه و آله، و احاديث اهل بيت از آن مشحون است، و خود حضرت نيز در اين حديث شريف اشاره به ميزان صحيح برهانى به طريق اجمال فرموده است، و بحث در اطراف آن اكنون از مقصد ما خارج است. و اينكه جناب صادق، عليه السلام، فرمودند [در] توصيف حق از كتاب خدا خارج مشو، دستورى است براى كسانى كه ميزان در صفات را نمى‏ دانند، نه آنكه توصيف به غير صفاتى كه در كتاب خداست جايز [نيست‏]، و لهذا خود آن سرور با آنكه اين دستور را به طرف داده‏ اند، مع‏ذلك توصيف فرمودند حق را به دو صفت و اسمى كه در كتاب خدا- به حسب آنچه در نظر است- نيست، و آن «ثابت» و «موجود» است.[2]

شرح چهل حديث (اربعين حديث)، ص: 542

استفاده از این مطلب با ذکر سایت نجات از حلقه آزاد است.

[1] مرآة العقول، ج 1، ص 346،« كتاب توحيد»،« باب نهى از توصيف …»، حديث 1.

[2] خمينى، روح‏الله، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، شرح چهل حديث (اربعين حديث)، 1جلد، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (س) – ايران – قم، چاپ: 24، 1380 ه.ش.

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

پاسخ دادن به صریح لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا