مقالات

مروری بر اندیشه های طاهری_عشق به خدا ممکن نیست!

مروری بر اندیشه های طاهری
 عشق به خدا ممکن نیست!

طبق آنچه طاهری در اصل فوق می گوید انسان نمی تواند عاشق خدا شود، زیرا انسان از هیچ راهی قادر به فهم او نیست و در حقیقت خدا عاشق انسان می شود و انسان معشوق می باشد و مشمول عشق الهی..
چرا و چگونه نمی توان عاشق خدا شد! در حالی که این مطلب با آیات قرآن سازگاری ندارد:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ …»
(مائده/ 54 ) اى کسانى که ایمان آورده اید هر کس از شما از آئین خود باز گردد به خدا زیانى نمی رساندخداوند در آینده جمعیتى را مى آورد، که آ نها را دوست دارد و آن ها نیز او را دوست دارند….
در آیه دیگر نیز فرمود:
«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ».
(آل عمران/ 31) بگو: ا گر خدا را دوست می دارید، از من پیروى کنید! تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد و خدا آمرزنده مهربان است.
آیه صریح تر می فرماید:
«وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ ».(بقره/ 165) آنها که ایمان دارند عشقشان به خدا از مشرکان نسبت به معبودهاشان شدیدتر است.
هم چنین طاهری پس از توضیحاتی درباره ی عبادت، آن را بر اساس انگیزه ی افراد، بر سه نوع تقسیم می کند:
عبادت بردگان یا عبادت از روی ترس )مرگ و قبر و دوزخ و…
– عبادت مزدوران یا عبادت از روی طمع مزد و پاداش )بهشت و حوری و…
– عبادت آزادگان یا عبادت از روی عشق الهی
نوع عبادت و خواسته هر کسی، بستگی به میزان درک و فهم او از خداوند دارد و همان گونه که یک بچه آب نبات چوبی را به دنیایی از آ گاهی ها ترجیح می دهد، ممکن است که کسی هم حوری را به عشق الهی ترجیح دهد. در عرفان کیهانی )حلقه(، عبادت از روی عشق الهی مورد نظر می باشد.(طاهری 1388 الف،139 )

اگر طبق آنچه پیش از این از طاهری آمد، انسان نتواند عاشق خدا باشد، پس عبادت از روی عشق الهی معنا ندارد؟ و چون «نوع عبادت و خواسته هر کسی، بستگی به میزان درک و فهم او از خداوند دارد « (همان) عبادت خدا هم امکان ندارد.
بنابراین برآیند این دو اصل، گزاره های نادرست زیر است: نمی توان خدا را فهمید + عشق به خدا، وابسته به فهمیدن خداست = نمی توان عاشق خدا شد.

نمی توان عاشق خدا شد + عبادت در حلقه از روی عشق الهی مورد نظر است = عبادت در حلقه انجام نمی شود.

نوشته های مشابه

6 دیدگاه

  1. شعار سازنده گروهک ضد اسلامی حلقه :
    * عشق به خدا ممکن نیست؛ چرا؟ چون خدا را نمی توان شناخت. و حالا که خدا را نمی توان شناخت، پس عبادت او نیز ممکن نیست. ولی در عوض عشق به طاهری ممکن است؛ چرا؟ چون جلوی چشم مریدان خود جولان می دهد، پس عبادت و تبعیت او ممکن است!

  2. با عرض سلام.تمام اشتباهات طاهری ناشی از این است که هرگز نخواسته خدا را بشناسد.او هیچگونه شناختی از خدا ندارد و عجیب آن است که او در مورد کسی صحبت میکند و نظر میدهد که او را نمیشناسد.او با بغض و کینه نسبت به این موجود ناشناخته ( از نظر خود) صحبت میکند گویی او را میشناسد و تنها او و مسترهایش هستند که در اعماق یک اقیانوس یک میلیمتری( به گفته ی استاد شمشیری ) از جهل و نادانی غرق شده اند.او بر اثر کمبودهایی که در زندگی داشته ( از دوران کودکی و نوجوانی و جوانی ) دچار عقده ی حقارت شده و شکست هایش را به طرق مختلف بدون اینکه خودش هم بداند به خدا نسبت میدهد.او آنقدر گرفتار افکار پیچیده خود است که نمیتواند راه مستقیم را که خدابرای هدایت بندگانش از طریق فرستادن انبیا و اولیا و قرآن و کتب آسمانی مشخص کرده پیدا کند.او با خودش و تمام مخلوقات خدا دشمن بوده و راه نجات خود را با دوستی با شیطان و ایجاد انحراف در اذهان مردم میبیند.خودش نتوانسته به خدا برسد وحالا مانعی شده برای رسیدن بعضی هابه کمال و عشق خداوندی.

  3. طاهری به علت شکست هایی که در زندگی داشته به موجودی بد بخت و نا امید و از همه جا رانده شده تبدیل شده.او در بین مخلوقات خدا گشته تا موفق به یافتن بدبخت ترین و ذلیل مرده ترینشان شود و موفق هم شده و آن موجود ناامید و بدبخت جز ابلیس مخلوق دیگری نیست و جالب است بدانیم اوخود شخصا بدنبال ابلیس بوده و نه ابلیس بدنبال او .طاهری گمان میکند ابلیس به کمک او نیاز داردو برای تسلی خاطر خود ( که موجود شکست خورده ایی است ) شیطان را تسلی میدهد و گمان میکند با این کار به ابلیس خدمتی میکند.او خود را با ابلیس مقایسه میکند و به کمک ابلیس میشتابد.ابلیس و طاهری یا طاهری و ابلیس هر دو موجوداتی نا امید از رحمانیت الهی هستند و هر دو پر از تضاد.هر دو خدای تضاد هستند.طاهری سعی میکند به ابلیس شبیه شودو از این راه برای خود شخصیت کاذبی ساخته تا مورد توجه قرار گیرد.

  4. طاهری خدا را مسئول شکست خود در زندگی میداند و به همین خاطر نسبت به خدا کینه ورزی مینماید.او تنها ابلیس را مایه ی آرامش خود میداند.همه ی عقایدش در مورد عشق نا ممکن به خدا نمایشی بیش نیستند.اوخود چون قادر به عشق ورزیدن نیست ( نه عاشق خالق است و نه عاشق مخلوق چون راه عشق ورزیدن به خدا را بروی مخلوقات با این بهانه که نمیشود به خدا عشق ورزید می بندد) قصد دارد در برابر خدا ایستاده و سرکشی کند .درست مانند شیطان.او برای انتقام از خدا با شیطان دوست شده و گمان میکند با کمک او از بدبختی های فکری اش کاسته میشوندو چون دنبال شهرت و نام است فرقه ایی را تاسیس کرده که از الف تا ی همه کذب و دروغ و تنفر و جدایی و گناه و فریب و … میباشد.

  5. آره درسته از طاهری خدانشتاستر خودشه.با دیدن تمام آیات خدا باز هم از رو نرفته و رو حرفهای بی اساسش پافشاری میکنه.

پاسخ دادن به ش.جعفری لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا