عرفان حقیقی و کاذب

همه ی عرفان های دینی را لزوماََ نمی توان عرفان حقیقی دانست؛ زیرا ممکن است یک دین دستخوش تحریف یا جعل شده باشد، تصویری غیر واقعی از منبع و منشا هستی، خدای متعال، ارائه دهد، در چنین دینی هر چند هدف نهاییِ شخصِ عارف، وصول به خداست، اما خدایی که در آن دین مطرح است، خدایی غیر حقیقی و غیر واقعی است؛ بنابراین، عرفانِ برآمده از چنین دینی، عرفانی غیر حقیقی نیز خواهد بود. به عنوان مثال، عرفان یهودی یا عرفان قبالا، هر چند برآمده از آیین یهود است، اما به دلیل تحریفی بودن یهودیت، عرفان آن نیز نمی تواند عرفان حقیقی باشد؛ بلکه عرفان کاذب دانسته می شود. همچنین عرفان مسیحی را نمی توان عرفان حقیقی دانست؛ زیرا هر چند عرفان مسیحی برآمده از دیانت مسیحی است، اما دیانت مسیحیِ موجود، دیانتی تحریفی و بلکه جعلی است. بنابراین، عرفان حقیقی، عرفانی است که از دینی حقیقی و واقعی برآمده باشد. عرفان حقیقی نه تنها هدفی حقیقی و واقعی را دنبال می کند؛ بلکه در آموزه های سیر و سلوکی خود نیز کاملاََ تابع شریعت و دین حقیقی است. عرفان حقیقی عرفانی است که تنها راه وصول به معشوق و منبع حقیقی هستی، خدای متعال، را جلب رضایت او و عمل به دستورات او می داند. بنابراین، برای طی طریق وصول به معشوق، گوش به زنگ سخنان او است؛ گوش به زنگ فهم خواسته ی معشوق است تا به همان صورتی که او می خواهد رفتار کند. و از راهی که او نمی پسندد، پرهیز نماید. زیرا معنا ندارد برای رسیدن به معشوق، به رفتارهای خلاف خواست و اراده او روی آوریم! خدای متعال نیز پیام و خواسته های خود را به صورت شفاف، دست نخورده و معصومانه، توسط آخرین فرستاده ی خود در اختیار بشر قرار داده است. و در این زمینه هیچ ابهام و نقطه کوری وجود ندارد. بنابراین، عرفان حقیقی عبارت است از عرفانی که هم غایت آن و هم روش وصول به آن غایت، برآمده از دین حقیقی و واقعی و معصوم باشد. هر نوع عرفانی که غیر از این باشد، در زمره ی عرفان های کاذب و دروغین خواهد بود.

منبع: درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان های کاذب/ احمدحسین شریفی/ ص: ۳۷ و ۳۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.