ویژگی های استاد اخلاق و عرفان

ویژگی های استاد عرفان
الف. جامعیّت استاد
استاد در عرفان عملی، حتی الامکان باید داری جامعیت علمی و عملی باشد یعنی از فقاهت و اجتهاد در اصول و فروع دین و شریعت محمدی صلی الله علیه و آله برخوردار باشد، یا به بیان دیگر اسلام شناس، دین شناس متخصص در ساحت آموزه ها، گزاره ها، بینش ها و گرایش های دینی باشد، اهل فقه و فلسفه، حکمت و عرفان، تعقل و تعبد، عرفان و سیاست، خلوت و جلوت باشد تا سالک را یک سویه تربیت نکند و واقعاً مصداق حدیث امام حسن عسگری علیه السلام باشد که فرمود : «و اما من کان من الفقها، صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه» باشد، زیرا سالک در مقام سیر و سلوک «عوام» است و باید به «عالِم» که ویژگی های علمی اخلاقی و معرفتی معنویتی دارد مراجعه نماید، باید به رفیقی در طریق دست نیاز دراز نماید و دست را در دست او نهد که به تعبیر حضرت مسیح علیه السلام : دیدن او انسان را به یاد خدا انداخته و گفتارش دانش افزایی و کردارش یاد معاد بوده و اشتیاق به آخرت را در دل و دیده سالک بپروراند. اگر انسان چنین استادی یافت که دل آگاه و دیندار باشد باید در خدمت و معیت و مصاحبت او باشد

ویژگی های استاد عرفان 
الف. جامعیّت استاد 
استاد در عرفان عملی، حتی الامکان باید داری جامعیت علمی و عملی باشد یعنی از فقاهت و اجتهاد در اصول و فروع دین و شریعت محمدی صلی الله علیه و آله برخوردار باشد، یا به بیان دیگر اسلام شناس، دین شناس متخصص در ساحت آموزه ها، گزاره ها، بینش ها و گرایش های دینی باشد، اهل فقه و فلسفه، حکمت و عرفان، تعقل و تعبد، عرفان و سیاست، خلوت و جلوت باشد تا سالک را یک سویه تربیت نکند و واقعاً مصداق حدیث امام حسن عسگری علیه السلام باشد که فرمود : «و اما من کان من الفقها، صائناً لنفسه، حافظاً لدینه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه»(۱) باشد، زیرا سالک در مقام سیر و سلوک «عوام» است و باید به «عالِم» که ویژگی های علمی اخلاقی و معرفتی معنویتی دارد مراجعه نماید، باید به رفیقی در طریق دست نیاز دراز نماید و دست را در دست او نهد که به تعبیر حضرت مسیح علیه السلام : دیدن او انسان را به یاد خدا انداخته و گفتارش دانش افزایی و کردارش یاد معاد بوده و اشتیاق به آخرت را در دل و دیده سالک بپروراند.(۲) اگر انسان چنین استادی یافت که دل آگاه و دیندار باشد باید در خدمت و معیت و مصاحبت او باشدتا استعدادهای بالقوه اش به فعلیت برسد که به قول مولانا :
                                     دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد           به زیر آن درختی رو که او گُل های تر دارد
ب. استاد باید به مقام فنا بار یافته باشد
یعنی خود اسفار اربعۀ عرفانی را طی کرده باشد و در عالم فنا و توحید سیر نماید زیرا «دکّان دارها» و «حقّه بازها» که دام تنیده اند تا انسان های اهل حال و معنا را شکار کنند و به مقاصد شهوانی و امیال دنیایی خویش برسند فراوانند و از سوی دیگر مردمان صاف و زلالی هستند که «سراب» را «آب» می بینند. به تعبیر حضرت آقای نخودکی اصفهانی : «مدت زمانی است که آنچه را می بینم آن که مردمان غیر از دو طائفه نبوده و برای آنها ثالثی وجود ندارد. یک طایفه حقّه بازها هستند که به حقّه بازی مشغول اند و دسته دیگر مردم صاف و صادقی هستند که از قبل «سراب» را «آب» پنداشته و مشک مصنوعی را به جای مشک واقعی انگاشته اند ولی کسی که واقعاً به مقصد رسیده باشد ندیده ام …». (۳)
و به تعبیر مرحوم حدّاد : «استاد باید دارای مقام «توحید»(۴) باشد؛ پس استاد راه رفته می داند که خصوصیات هر منزل و مراقبه های در آن راه چیست و تنها باید به انسان هایی که از رهگذر شریعت به شهود رسیدند و واقف به امور هستند و خود استاد دیده و صاحب تجربه اند دل بست و سر تسلیم در برابرشان داشت و اگر سالک خود اهل علم و معرفت دینی باشد، عامل به دانسته های خود گردد و با قدم صدق سلوک عملی نماید، به یقین خدای متعال او را به سوی چنین استادانی راهنمایی خواهد کرد». (۵)
ج. صاحب نظر و دارای ولایت باطنی باشد
استاد خود در اثر سوختن و گداختن باید به مرحله ای رسیده باشد که صاحب نَفس طیبه و زکیّه و نَفَس رحمانی و روحانی باشد تا گوهر وجود شاگرد سلوکی اش را بَدَل به حقیقت نماید ؛ پس پیر راه باید گوهرشناس صاحب نَفَس باشد که حافظ سرود :
دوستان عیبِ من بی دلِ حیران مکنید گوهری دارم و صاحب نظری می جویم
و پیری که کار آزموده و راه آشنا باشد و چون طبیبی حاذق و مشفق عمل نماید تا با مسیحا دَمی مرده دلان را زنده نماید و اهل عشق، دلیری و دینداری باشد که :
خامانِ رَه نرفته چه دانند ذوقِ عشق؟ دریا دلی بجوی، دلیری، سرآمدی
نتیجه آنکه سالک در طریق عرفان علمی و عملی و کمال نظری و علمی و سیر الی الله از دو جهت به هدایت راهنمای الهی نیازمند است :
۱٫ از جهت هدایت تشریعی که استاد باید عالمِ فقیه و حکیم الهی و دارای درک و درد دینی و دینداری باشد تا راه را از بیراهه در حوزه معرفت و شریعت اسلامی برای سالک روشن سازد که «هلک من لیس له حکیم یرشده». (۶)
۲٫ از جهت هدایت تکوینی که دستگیری باطنی استاد نسبت به شاگرد یک ضرورت است تا با عنایت الهی، سالک را به حریم امن الهی حرکت داده و به مقصد برساند و سالک نیز توجه به باطن استاد نماید و با او همراه باشد.
د. دارای حُسن سابقه و شهرت بین ارباب معنویت و اصحاب سلوک باشد.

منبع : مراحل عرفان، ص ۶۱ تا ۶۵، نشر معارف، محمدجواد رودگر

۱٫ وسائل الشیعه، ج ۲۷،، ص ۱۳۱؛ بحار الانوار، ج ۲، ص ۸۸

۲٫ اصول کافی، ج ۱، ص ۳۹

۳٫ نشان از بی نشان ها، ص ۱۱۹ تا ۱۲۰

۴٫ روح مجرد، ص ۴۸۶

۵٫ ر.ک : مقالات، ج ۱، ص ۸۳ تا ۸۷، محمد شجاعی

۶٫ کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۲۵؛ و ر.ک : علامه محمدحسین تهرانی، الله شناسی، ج ۳، ص ۳۶۳؛ رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ۱۲۴ تا ۱۳۲ (بسیار مهم و خواندنی) 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.