نقد اصول فرقه‌ی حلقه؛ نقد اصل: ۳۲ (اشتیاق و کمال)؛ نقد اول) تضادّ درونی نقد دوم) ناسازگاری با آیه قرآن

اصل ۳۲) اشتیاق و کمال

اشتیاق تنها عامل محرک در راه رسیدن به کمال است و کلیه دریافت‌های انسان، مزداشتیاق اوست.[۱]

«اشتیاق»، اصطلاحی عرفانی است. واژه اشتیاق به معنای آرزومندی بوده و در اصطلاح عرفانی به معنای تمایل عمیق عاشق به معشوق است که با هجر و وصال، کم و زیاد نشود.[۲] شیخ روزبهان گوید:

اشتیاق مشتاقان، آغازش، شوق محبت است و وسط آن، صبابت (دلدادگی) و آخر آن اشتیاق؛ زیرا آن حذکمال پس از کمال است و شایق چون به مقام اشتیاق رسد حق به او مشتاق می‌گردد و آن یافت شوق ازل است در شوقش و این است که اشتیاق آرام نمی‌گیرد؛ زیرا اشتیاق تسلی پذیر نیست اگرچه صاحبش به مقام دیدار برسد.[۳]

ابن عربی گوید: اشتیاق، عبارت است از توجه باطن عاشق به سوی معشوق در حال وصال از جهت آنکه به وصالی بادوامتر و حظی و افرتر نائل گردد.[۴]

ارزش اشتیاق در عرفان، به متعلق آن بستگی دارد. نویسنده، در این اصل، از متعلق این اشتیاق سخنی به میان نیاورده اما از موارد دیگر سخنان وی به دست می‌آید که منظور، اشتیاق به اتصال به شبکه شعور کیهانی است.[۵]

* نقد اول) تضادّ درونی

نویسنده در اصل ۱۳ از دو پله عقل و عشق سخن گفته و سعی و کوشش و تلاش را از خصوصیات پله عشق برشمرد و شوق را از ویژگی‌های پله عشق به حساب آورد؛ بنابراین شوق در نظر وی، جزو عشق است. سپس در اصل ۱۵ پله عقل را پایه فهم پله عشق دانست؛ بنابراین پله عشق از نگاه وی از جایگاهی والا برخوردار است.

با این حساب از نظر وی باید پله عشق، عامل اصلی محرک به سوی کمال و تعیین کننده مزد انسان باشد حال آن که در این اصل (اصل ۳۲) نویسنده، اشتیاق را تنها عامل برای حرکت به سوی کمال، شمرده است.

* نقد دوم) ناسازگاری با آیه قرآن

قرآن کریم تنها عامل برای پاداش گیری انسان را «سعی» می‌داند؛

وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛[۶]

برای انسان، بهرهای جز سعی و کوشش او نیست.

إِنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ أَکَادُ أُخْفِیهَا لِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى؛[۷]

قطعاً رستاخیز خواهد آمد می‌خواهم آن را پنهان کنم تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود جزا داده شود.

بنابراین رسیدن به کمال، مشروط به سعی و تلاش است. باید توجه داشت که سعی مورد نظر قرآن غیر از تلاش و کوشش مورد نظر نویسنده است؛ زیرا منظور قرآن کریم، سعی در مسیر رضای الهی و بر اساس شریعت اوست که همان سلوک معنوی و عمل بر طبق شریعت وحیانی است؛ چنانکه فرمود:

وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَهَ وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِکَ کَانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُورًا؛[۸]

آن کس که سرای آخرت را بطلبد و برای آن، سعی و کوشش کند – در حالی که ایمان داشته باشد – سعی و تلاش او، پاداش داده خواهد شد.

افق این کوشش، فراتر از دنیاست در حالی که غرض نویسنده، تلاش در حیطه عقل نظری است؛[۹] بنابراین وی مزد و پاداش را بر اساس عملکرد انسان نمی‌داند بلکه اشتیاق را کافی می‌شمارد. البته دلیل این مطلب با توجه به مبانی نویسنده که کمال را در اتصال به شعور کیهانی و رسیدن به وحدت با دیگران می‌شمارد و هیچ شرط اعتقادی را لازم نمی‌داند روشن خواهد بود.

از نظر قرآن کریم مزد تلاش و سعی انسان، مشروط به ایمان است. در آیه سوره اسراء، پاداش گیری، مشروط به سعی (وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا) و ایمان (وَهُوَ مُؤْمِنٌ) است.

پی نوشت:

[۱]  عرفان کیهانی، ص ۹۹.

[۲]  گل بابا سعیدی، فرهنگ اصطلاحات عرفانی ابن عربی، ص ۱۰۱.

[۳]  همان.

[۴]  همان.

[۵]  ر. ک. به: عرفان کیهانی، اصل ۱۹، ص ۸۲ و انسان از منظری دیگر، ص ۸۳.

[۶]  نجم: ۳۹.

[۷]  طه: ۱۵.

[۸]  إسراء: ۱۹

[۹]  ر.ک به: عرفان کیهانی، اصل ۱۳، ص ۷۳.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.