مقالات

همسویی عرفان حلقه با ساینتولوژی(بخش اول)؛ ساینتولوژی، اعتقاد به وجود موجودات ماورایی در بدن انسان

ساینتولوژی:

فرقه ی «ساینتولوژی» از فرقه هایی است که به مباحث ذهنی و بیماری های آن می پردازد. طاهری در بحث درمان در فرقه ی خود اقدام به تدریس دوره ای با عنوان سایمنتولوژی نموده است که بی تأثیر از این فرقه (اصطلاحی و کاربردی) نمی تواند باشد. او در معرفی سایمنتولوژی می گوید: علم سایمنتولوژی (ذهن روانشناسی) بر اساس دیدگاه فرا کل نگر، نگاهی همه جانبه به انسان دارد. هدف اصلی سایمنتولوژی، شناخت نرم افزارهای وجودی انسان و همچنین، تشخیص و درمان اختلالات «ذهنی»، «ذهنی_تنی، «جسمی_ذهنی_ روانی» و مشکلات ناشناخته است. مباحث نظری سایمنتولوژی، شامل تعاریف مربوط به انسان و جایگاه او در ا کوسیستم، شناخت چیدمان وجودی و تشریح مشکلات نرم افزاری او در خصوص ادرا کات ذهنی و روانی می باشد و بخش عملی آن، سایمنتوتراپی نام دارد. (طاهری2011ج،128) ساینتولوژی یک جنبش معنوی بین المللی است که در 1950بر اساس اندیشه های لافایت رونالد هابارد[1] پدید آمده است.(1911 – 86) او ایده های خود را به عموم مردم در علم مدرن بهداشت روان ( 1950) عرضه داشته است. هدف هابارد تجزیه و تحلیل خطاهای ذهنی انسان و ارایه وسیله ای برای غلبه بر آنها با یک رویکرد دینی نزدیک به وضعیت انسان بوده است که نام آن را ساینتولوژی گذاشت و کلیسای ساینتولوژی را در سال 1954تاسیس کرد»[2] ساینتولوژی یا علم گرایی به معنای اعتقاد به لزوم محوریت علوم تجربی و روش تجربی در همه ی شئون زندگی است[3]. در فرقه ی ساینتولوژی، درمان به عنوان راهی برای خداشناسی تعریف می شود. این موضوع یکی از شباهت های سایمنتولوژِی با ساینتولوژی است؛ زیرا در هر دو روش، راهی به سوی بهداشت ذهن و پالایش افراد از بیماری های مختلف ارایه می شود که نگاه معرفت شناسانه دارد؛ یعنی در اصل، درمان راهی برای شناخت خدا است. در این آموزه ها به دین و عرفان تنها به عنوان یک راه در عرض راه های موجود برای رسیدن به هدف دنیوی (شفای جسم و ذهن و روان) نگاه می کنند. اغلب این به اصطلاح عرفان ها به معرفی روش های درمانی مرسوم دیگر پرداخته و در پایان روش خود را که بر مبنای عرفان و در مواردی دین می دانند، کامل و به دور از نقص و متصل به ماوراءالطبیعه معرفی می کنند. طاهری نیز از این قائده مستثنا نبوده و ضمن شرح مبسوطی از روش های درمانی و با الهام از درمانگری های شرقی و غربی، فرادرمانی و سایمنتولوژی را راهی برای خداشناسی معرفی می کند و همواره بر این مطلب تأ کید می ورزد که فرادرمانی و به تبع آن درمان هدف نیست، بلکه وسیله ای است که به کمک آن به خودشناسی نائل شویم و هدف اصلی رسیدن به کمال و ایجاد تحولات فردی است. (طاهری 1388ب،70) همچنین در جهت اثبات این مطلب اذعان می دارد: … فرد پس از انجام درمان، مطمئن باشد که به جز شعور الهی، هیچ پدیده دیگری در انجام درمان نقشی نداشته است و پس از ایمان و یقین پیدا کردن نسبت به آن، به صاحب این هوشمندی که خداوند است، پی برده و به این ترتیب، به خداشناسی عملی نائل شود… پس فرادرمانی، ضمن فراهم کردن امکان درمان، ما را به خداشناسی عملی نیز رهنمون می شود و به عنوان وسیله مؤثری در این رابطه به کار می آید. (همان:74و73) اعتقاد به وجود موجودات ماورایی در بدن انسان

ال. ران هابارد موسس فرقه ساینتولوژی و مولف کتاب داینتیکس (علم نوین سلامت ذهن) درباره ی حضور این موجودات در وجود همه ی مردم چنین می گوید: یک بررسی دقیق و کامل بر رو ی شماری از افراد (چهارده نفر) نشان داد که از قرار معلوم همه ی مردم یک نوعی از «اهریمن» را در خود دارند. این چهارده نفر دست چین نشده و به طور پرا کنده از اقشار مختلف جامعه برگزیده شدند…اهریمن شناسی مبحث فوق العاده جالبی است. اهریمن در جلد کسی می رود و او را مریض می کند یا در قالب او می رود و به جای او تکلم می کند و یا این که چون یک اهریمن در وجود اوست، خل شده و در حالی که اهریمن فریاد می کشد، او به اطراف می دود…. واقف شدن به این امر که در وجود یک فرد متمدن هم میهن خود «اهریمنی» وجود دارد، نگران کننده و ناراحت کننده بود. اما آن ها آن جا بودند و یا حداقل نمودهایی وجود داشتند که شمن و حکیم قبیله، اهریمن ها را مسبب آن ها می دانستند. بعداً پی بردیم که می توان این «اهریمن ها» را در دسته های مختلف نام گذاری کرد. مثل «اهریمن های دستوردهنده» ،«اهریمن های ایرادگیر»، اهریمن معمولی که «به فرد می گوید چه بکند» و «اهریمن هایی» که در اطراف ایستاده و جیغ و و یغ می کنند و یا اهریمن هایی که صرفاً چیزها را مسدود کرده و مانع دیدن آنها می شوند. این ها تمام نوع اهریمن ها نیستند؛ ولی زمینه ی کلی «اهریمن شناسی» را دربر می گیرند. (هابارد107 ،2009و106) هابارد در ادامه و در معرفی اهریمن می گوید:«اهریمن در داینتیکس یک مدار انگلی است. این اهریمن کاری را در ذهن انجام می دهد که شبیه به موجودیت دیگری به جز خود او است و آن تماماً از کلمات درون انگرم[4] نشأت می گیرد». (همان: ص108) در عرفان حلقه نیز اعتقاد بر این است که همه ی انسان ها در معرض آلودگی موجودات غیرارگانیک هستند، طاهری در این باره می گوید: ناآ گاهی انسان از برخی قوانین هستی و یا بی توجهی به آن ها، منجر به تخلفاتی می شود که او را در معرض آلودگی به ویروس های غیر ارگانیک قرار می دهد. این ویروس ها با تسخیر کالبد ذهنی و یا کانال ها و مبدل های انرژی انسان، انواعی از مشکلات ذهنی و بسیاری از اختلالات روانی و جسمی را ایجاد می کنند. (طاهری 2011الف،116) … ویروس های غیر ارگانیک، هوشمند هستند و حتی در صورتی که به وضوح، موجب بروز اختلالات ذکر شده نشوند، رفتار، گفتار و اندیشه فرد را به میل خود تغییر می دهند و در بسیاری از موارد، به انحراف می کشانند. امروزه آسیب های گسترده ناشی از نفوذ موجودات غیر ارگانیک در سیستم ذهنی افراد، موجب همه گیری (اپیدمی) بیماری های ذهنی در سراسر جهان شده است و به دلیل ناآ گاهی عمومی نسبت به این عوامل بیماری زا و به دنبال آن، فقدان بهداشت لازم برای پیشگیری و رهایی از آلودگی به آنها، رو به افزایش می باشد. (طاهری2010، 8) هم چنین طاهری در توصیف موجودات غیرارگانیک و انواع آنها چنین توضیح می دهد: موجودات غیر ارگانیک، موجوداتی زنده، اما بدون ارگان های زیستی گیاهان، حیوانات و انسان ها (سلول ها و اندام های ساخته شده از مواد آلی و معدنی) هستند و به طور معمول دیده نمی شوند؛ اما هر گروه از آنها نقش مهمی در زندگی انسان ایفا می کنند. آثار آشکار این موجودات در زندگی انسان باعث می شود که نتوان وجود آن ها را انکار کرد و نقش پنهانشان مانع از این است که بتوان به راحتی آن ها را مورد شناسایی قرار داد… امروزه بسیاری از مردم دست به گریبان بیماری ها و مشکلا تی هستند که از مداخله این موجودات در امور بیرونی (امور اجتماعی) و درونی (فعالیت های مدیریت سلول و بدن، جهان بینی و تصمیم گیری های فردی) زندگی آنها ناشی می شود. (طاهری2010، 12) با تأمل در گفته های رهبر فرقه ی ساینتولوژی و طاهری دریافت می شود که جز در به کارگیری واژ گان و ادبیات مختلف، در مطالب آنها، تفاوت چندانی به چشم نمی خورد و این متأثر از دیدگاه بومی و خاستگاه این دو نفر می تواند باشد. ران هابارد از موجودات ماورایی با عنوان اهریمن نام می برد و طاهری با عنوان جن و کالبد ذهنی یا روح، آنها را توصیف می کند.

 

پی نوشت:

 Lafayette Ronald Hubbard.[1]

 britannica.com/EBchecked/topic/528983/Scientology .[2]

[3]. ساینتولوژی در کشورهای فرانسه، آلمان و بلژیک فرقه به شمار می رود و مبلغان حق ندارند برای آن تبلیغ کنند و هر گونه فعالیت در این زمینه ممنوع بوده و شامل جریمه و مجازات زندان می شود. اما در برخی ازکشورها مانند آفریقای جنوبی، استرالیا، ایالات متحده آمریکا، هندوستان، مکزیک و… به طور رسمی مذهب شمرده می شود و این عقیده را تقویت می نماید که انسان ها ارواحی فناناپذیرند و اتصال با اصل خود را گم کرده اند. منبع: fa.wikipedia.org
[4]. انگرم: هریک از لحظه های «بی هوشی» به مقدار کم یا زیاد، که در ذهن تحلیل گر به وجود می آید و اجازه ی ضبط را به ذهن وا کنشی می دهد؛ تمامی محتوای موجود در آن لحظه با همه ی ادرا کات حسی. (هابارد، 2009،560)

 

 

 

 

نوشته های مشابه

4 دیدگاه

  1. آقایان هابارد و طاهری موجودات غیر ارگانیکشان کار دستشان داده و به هزیان گویی مبادرت کردند!

  2. ورود موجودات غیر انسانی به جسم انسان کاملا حقیقت دارد، چه شما خوشتون بیاید چه نیاید، این یک مسأله کاملا ثابت شده هست که در طول تاریخ بارها ثابت شده و خود من چند بار در حال هوشیاری کامل اون رو تجربه کردم ، جسم مثل لباسی هست که در آن واحد می‌تواند چند وجود را در خود جای دهد ، لطفا واقعیت و مجاز رو از هم تمیز بدهید و به خاطر دشمنی با یک فرد یا فرقه خاص حقایق را انکار نکنید این افتادن از آنطرف پشت بام است

  3. فاطیما بخواند: به تجربه یه نفر و دو نفر و خودتون که انسان گاهی دچار توهم میشه نداشته باشین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا