مقالات

همسویی عرفان حلقه با رِی کی(بخش چهارم)؛ اسکن کردن، تسلیم و شاهد بودن؛

 

 

اسکن کردن

اسکن و نحوه ی انجام آن بحث مهمی است که در حلقه و رِی کی روی آن متمرکز می شوند، گفته می شود:  در رِی کی مرحله دوم، افراد تکنیکی را می آموزند به نام اسکن هاله که با استفاده از این تکنیک جاهایی که انرژی مسدود شده را تشخیص می دهند و حتی با استفاده از سمبول پل می توان هاله و چا کراهای هر کسی در هر جای جهان را اسکن کرد و به او علام کرد که چه بیماری هایی دارد و حتی می توان به او گفت که چه جاهایی در بدنش مساعد هستند برای بیمار شدن و این یعنی پیشگیری بدون استفاده از ابزار خارجی و گران قیمت[1]. و در حلقه گفته می شود: در این شاخه درمانی، بیمار توسط فرادرمانگر به شبکه شعور کیهانی (شبکه آ گاهی و هوشمندی حا کم بر جهان هستی – شعور الهی) متصل شده و مورد کاوش (اِسکن) قرار می گیرد و ضمن ارایه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طریق دیدن رنگ ها، نورها، احساس حرکت و فعالیت نوعی انرژی در بدن و همچنین از طریق گرم شدن، درد گرفتن، تیرکشیدن، ضربان زدن، تشنج وغیره، اعضای معیوب و تنش دار بدن او مشخص شده و به اصطلاح اِسکن و با حذف علایم، روند درمان آغاز می شود. منظور از کاوش (اِسکن)، زیر ذره بین قرار گرفتن وجود بیمار است، که دراین صورت سابقه بیماری گذشته و فعلی بیمار آشکار شده، با به جریان افتادن پرونده بیماری ها، بیرون ریزی آغاز می شود. این پرونده ها ممکن است مربوط به جسم، روان، ذهن و سایر بخش های وجودی بیمار باشد که باید با صبر و حوصله اجازه داده شود تا بیرون ریزی ها خاتمه یابد و درمان اساسی رخ دهد. (طاهری1388ب،65و66)

با این تعریف در واقع اثراتی که با عنوان برون ریزی ظاهر می شود بازتاب هایی از انجام اسکن است. بحثی که در عرفان حلقه برای اسکن مطرح می کنند طبق نمودار زیر قابل بررسی است: در واقع اِسکن کردن در حلقه همانند اسکن در رِی کی است، اسکن راه دور و نزدیک در هر دو شباهت های آشکاری دارد.

تسلیم و شاهد بودن

هم در حلقه و هم در رِی کی شخص درمان پذیر باید شاهد و تسلیم اتصال باشد و در این باره اجازه دهد[2]. در رِی کی گفته می شود:«کسی را به دریافت رِی کی مجبور نکنید و بدون اجازه به کسی رِی کی ندهید». (وینسر:1386، 211) در واقع شخص باید با رضایت و طیب خاطر خود را برای اسکن کردن و اتصال آماده کند، طاهری نیز در این باره می گوید:«این اصل کلی ما، فلسفه ی آمدن ادیانه، همه ی اینا دارن میان که این را معرفی کنند. بگن بی خود زور نزن، بیا تسلیم شو». (جلسه هفتم کمیته عرفان) طاهری در توجیه این که چرا در ابتدا باید تسلیم شد و بعد سایر مراحل را گذراند، دلیلی بی ربط می آورد و می گوید: شما به عنوان یک ایرانی باید تسلیم قانون اساسی باشید، اول تسلیم قانون می شوند و بعد اجرا می کنند. یکی قانون اساسی است و یکی مجریه است، قوه مقننه و مجریه جدا نیستند؛ ولی اگر یکی از آن ها نباشد دیگری بودنش فایده ای ندارد! (همان) یادآوری این نکته لازم است و طاهری باید به آن توجه داشته باشد که مردم پس از اندیشه و مشورت اولیه در مورد قانون اساسی، به آن رای می دهند و تنها در صورت انتخاب تسلیم آن می شوند؛ ولی در فرادرمانی بدون اطلاع رسانی کامل از کیفیت و صدمات ناشی از آن، به شخص درمان پذیر گفته می شود، باید تسلیم شوی تا بفهمی و دریافت آگاهی داشته باشی یا باید تسلیم شوی تا هوشمندی روی شما کار کند و بیماریتان درمان شود. جالب آن که طاهری در بحث معاد خود در مورد عوارض تسلیم شدن بی مورد سخنانی بیان می دارد که در تناقض با سایر مباحث وی در بحث تسلیم است، او می گوید: انتخاب های هر انسان(که نوع رابطه ای او با اجزای تک درخت هستی را نشان می دهد)، حرکت به سوی کمال یا ضد کمال را تعیین می کند. برای مثال هر انتخاب ما در زندگی، تعیین می کند که در حضور عوامل آزمایش خود (شیاطین درونی و بیرونی) به نتیجه خیر یا شر برسیم. زیرا یا تسلیم آنها می شویم و از منزلت انسانی خود (کمال) فاصله می گیریم و یا خا ک وجودمان را با آب آ گاهی در هم می آمیزیم و در معرض آن ها (که صفت آتش را دارند) به پختگی می رسیم. بنابراین، در صورتی که در طول زندگی، در اثر مواجهه با این «عوامل آزمایش»، دچار سقوط شویم، همین عوامل (که می توانسته اند باعث پختگی ما شوند)، موجب سوختن ما در جهنم خواهند شد.(طاهری2011الف، 262)

طاهری در این عبارات در تناقضی آشکار تسلیم شدن بی مورد را سبب فاصله گرفتن از منزلت انسانی و سقوط در جهنم می داند و این در حالی است که در کلاس های حلقه، شرط درک را تجربه ی در حال شاهدی و تسلیم می داند. در رِی کی عباراتی هست که نشان می دهد چنانچه کانال ورودی افراد برای یک بار باز شود و خود شخص این تأثیرات را بپذیرد، برای همیشه این راه باز خواهد ماند! یعنی«هنگامی که یک بار کانال درونی فردی به انرژی رِی کی گشوده شد و این انرژی متمرکز حیاتی از طریق دست هایش، به شیوه ی خود جریان پیدا کرد، این فرد قادر خواهد بود، این قدرت را در تمام زندگیش حفظ کند.» (با گینسکی 1386، 27) به نظر می رسد اصرار به تسلیم برای درک اتصال در حلقه نیز برای این است که این راه برای همیشه گشوده شود!

 

 

 

 

 

پی نوشت:

 

 

[1]. برگرفته از سایت ،reikividyaدسترسی 14اسفند1392.

[2]. یکی از علل اینکه در روش های درمانی، اجازه از فرادرمانگیر نیاز و الزام درمان است، می تواند تأثیر روانی تسلیم و پذیرش کامل ذهن مخاطب و به تبع آن اثرگذاری القائات فرادرمانگر و به عبارتی اثر تلقینی بر درمانگیر باشد. چنانچه این عمل بدون اجازه و بدون اطلاع انجام گرفته، هیچ آمادگی ذهنی حاصل نشود و یا حتی در مواردی با مقاومت شخص بخواهد کاری انجام گیرد، هیچ نتیجه ای در بر نداشته و ادعای فرادرمانگر مبنی بر درمان یا شفای بیماری، در حد یک توهم واهی و پوچ تنزل خواهد کرد. و به همین دلیل گفته می شود در صورت عدم کسب اجازه، اثرات جبران ناپذیر کار به خود درمانگر برمی گردد.

 

 

منبع: برگرفته از کتاب حلقه اسارت.

نوشته های مشابه

4 دیدگاه

  1. تمام حرف طاهری و این است که می خواهد افرادی تسلیم او شوند! یعنی می خواهد و علاقه مند است افرادی باشند که همیشه تابع او و حرفهای او باشند.

  2. و تبعیت از هرکس در واقع پرستش اوست. اگر فرد خدایی حرف بزند، از خدا تبعیت کرده ایم و اگر شیطانی حرف بزند، تابع شیطان شده ایم. این نکته در احادیث ذکر شده است و آنچه مثل روز روشن است اینکه بسیاری از حرفها و ادعاها و افکار طاهری با کلام خدا و رسول خدا در تضاد و تناقض است.

  3. سلام استاد.نمیدونم باورتون میشه یا نه.اما وقتی اون اوایل مورد هجوم جنیان قرار گرفته بودم بهم میگفتن یک جا ثابت بشین میخواهیم اسکنت کنیم و من هم بی حرکت مینشستم و اصلا هیچی حس نمیکردم و فقط چند ثانیه طول میکشید.من اصلا از موضوع اسکن در عرفان حلقه چیزی نمیدونستم بعدها از این موضوع آگاه شدم.خلاصه نمیدونم چه بر سرم داشت می اومد .من در وضعی هستم فکر میکنم هیچکدام از آسیب دیده ها این وضع رو نداشته باشند.اینها با من در مورد همه چیز صحبت میکنند و نظر میدن.به من میگن طاهری راه اشتباهی رو در پیش گرفته و مردم روگرفتار کرده.بهشون میگم برید و دیگه برنگردید در جواب میگن ما از جایی نیامدیم ما همینجا بودیم همیشه.در واقع هر جای این دنیا میتونند باشند.اونها سر جای خودشان هستند و فقط موضوع اینه که من میتونم صدای اونها رو بشنوم و اونها هم صدای منو میشنوند.اونها وارد ذهن و بدن انسانها نمیشن اما میتونند ذهنمونو بخونند و قادرند حرکات فیزیکی انسانها رو تحت کنترل خودشون در بیارند.باورتون میشه اینهایی رو که دارم میگم؟!!! اینهایی که با من صحبت میکنند با اون اولی ها فرق میکنند چون با من قرآن میخونند و بر نبی اکرم ص صلوات میفرستند و به ائمه ع و مخصوصا حضرت حجت عج ارادت زیادی دارند و از ایشان حساب میبرند.اولی ها همیشه در پی آزار و اذیت و ترساندنم بودند.

  4. استاد من نه برای فرادرمانی و نه برای عرفان در کلاس عرفان حلقه شرکت کردم و به هیچکس هم اجازه نداده بودم بهم اتصال بدهند و اصلا از اتصال هم خبری نداشتم و هیچ چیز نمیدانستم.اما بعد مطلع شدم به بهانه ی تله پاتی بهم اتصال دادن و منو گرفتار اجنه کردند.من تسلیم هیچ چیز نشده بودم چون از این موضوع بی خبر بودم.نه تسلیم بودم نه شاهد.در دو جلسه شرکت کردم چون فکر میکردم سخنرانی هایی مانند سخنرانی سخنوران معروف مملکته.میبینید منو چگونه درگیر کردند؟!!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا