نقد اصول فرقه ی حلقه – نقد اصل:۱۹(انواع اتّصال به شبکه شعور کیهانی)، نقد دوم؛

اصل ۱۹) انواع اتّصال به شبکه شعور کیهانی

نقد دوم) تناقض عضویت خدا در حلقه با آیات قرآن

چینش اعضای این حلقه با آیات قرآنی ناسازگار است؛ زیرا معنای قرار گرفتن خدا در حلقه به عنوان عضو چهارم، مبهم است. در آیات قرآن از دو گونه معیّت (همراهی) خدا با بندگان سخن گفته شده: الف: معیّت قیّومیّه که نسبت به همه مخلوقات وجود دارد. معنای معیّت این است که موجودات، همگی قائم به خدا هستند و هیچ‌کس بدون عنایت او از وجود و هستی، بهره‌ای ندارد[۱]. آیه ذیل این معنا را می‌رساند: وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ؛[۲] او با شماست هر کجا که باشید. ب: معیّت تشریفیّه که نسبت به برخی بندگان دارد؛ آنان که اهل احسان، پرهیزگاری و اطاعت هستند؛ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ؛[۳] خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کرده‌اند، و کسانی که نیکوکارند. قَالَ لا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى؛[۴] فرمود: نترسید من با شما هستم (همه چیز را) می‌شنوم و می‌بینم. در معیّت قیّومیّه هیچ شرطی برای معیّت، مطرح نیست یعنی خدای متعال با همه موجودات هست و همه موجودات در وجود خود به او وابسته هستند چه کافر و چه مؤمن و چه حیوان و چه انسان امّا در معیّت تشریفیه آنان که اهل پیروی از دستورات الهی هستند از این معیّت بهره می‌برند. حال سخن این است که در عرفان کیهانی منظور از این همراهی و معیّت خدا (قرار گرفتن به عنوان عضو چهارم) کدام نوع است؟ اگر معیّت قیّومیّه منظور باشد دیگر شرطی ندارد و نیاز به تشکیل حلقه نیست تا اول سه عضو، فراهم شود و سپس خدا به عنوان عضو چهارم به این حلقه بپیوندد و اگر معیّت تشریفیه منظور باشد چرا در عرفان کیهانی گفته می‌شود: «همه انسان‌ ها صرف‌ نظر از نژاد, ملیت, دین، مذهب و عقاید شخصی، می‌توانند جنبه نظری آن را پذیرفته و جنبه عملی آن را مورد تجربه و استفاده قرار دهند».[۵] خدا با معیّت تشریفیه خود با هرانسانی همراه نمی‌شود؛ بنابراین درباره عضویت خدا در این حلقه، نه معیّت قیّومیّه معنا دارد و نه معیّت تشریفیه! نکته دیگر این که رابطه خداوند با موجودات، رابطه «احاطه» آن هم احاطه وجودی است نه تعدّد؛ یعنی نمی‌توان خدا را به گونه‌ای در کنار اشیا به عنوان عضوی جداگانه تصویر نمود[۶]. قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ؛[۷] اگاه باشید که خداوند به همه چیز احاطه دارد. معنای احاطه خدا به موجودات مانند احاطه سقف به افراد خانواده نیست بلکه مانند احاطه ذهن به تصوّرات است. اگر ما در ذهن خود، باغی را تصوّرکنیم، ذهن ما به آن تصویر، احاطه دارد؛ یعنی وجود آن باغ به وجود ذهن ما وابسته است و لذا به محض صرف نظر و توجّه به چیز دیگر، آن تصویر از ذهن ما می ‌رود و نابود می ‌شود. نفس و روح انسان نسبت به صورت ذهنی باغ، قیّوم است و بر آن احاطه دارد. البته این یک مثال برای فهم آسان احاطه خدا بر موجودات است نه این که خدا هم مانند انسان، دارای ذهن است و موجودات، هم اکنون و در ذهن خدا موجودند؛ بنابراین رابطه و معیّت قیّومیّه خدا با موجودات، نه مانند دو رفیق درکنار یکدیگر و نه مانند رابطه سقف خانه با اعضای خانه است بلکه خدا احاطه وجودی به موجودات دارد.[۸] اعتقاد به شعورکیهانی، مسئله ­ای برون ­دینی است و لذا نمی ‌توان از آیات قرآن برای آن، استدلال نمود و لذا تفسیر «حبل الله» به شعورکیهانی، نادرست است، چنانکه عضویت خدا در حلقه کیهانی نیز با آیات قرآن سازگار نمی‌ باشد. نویسنده در اصل بیست و سوم به یکی دیگر از ویژگی‌ های شعور کیهانی اشاره می‌کند و نیز اسامی دیگری را برای شعور کیهانی نام می‌ برد.

 

 

 

 

 

پی نوشت:

[۱].میرزا محمّد رضا قمشه ای در پاورقی شرح فصوص الحکم می گوید: «فی قولی «هو معکم»ای المعیه الحقیقه التی تستلزم الاتحاد لا المعیه یحسب النضمام کمعیته البیاض مع الجسم و غیره». معیّت در آیه « هو معکم» معیّت حقیقی است که مستلزم اتحاد از نوع اتحاد حقیقت و رقیقه است نه اتحاد انضمامی مانند همراهی سفیدی با جسم. محمّد داوود قیصری رومی، شرح فصوص الحکم، ص ۳۳. آیه ذیل این معنا را می رساند

[۲]. حدید/۴٫

[۳]. نحل /۱۲۸٫

[۴]. طه /۴۶٫

[۵]. عرفان کیهانی، ص ۵۵٫

[۶]. ر، ک صدر الدین محّمد الشیرازی، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الربعه، ج ۷، ص:۳۳۱٫

[۷]. فصلت/ ۵۴٫

[۸]. قرآن کریم رابطه احاطی خداوند متعال را با حرف « باء» بیان می‌کند؛ «بکلّ شیء محیط» که اشاره به همان احاطه وجودی است. اگر احاطه همراه با « علی» استعمال شود به معنای احاطه ظّرفی خواهد بود؛ مانند: «البیت، محیط علی اهله»؛ خانه بر افراد درون آن، احاطه دارد.

۱ دیدگاه

  1. رضا گفت:

    بدانید مخالفت با توسل و واسطه فیض خواندن پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت معصوم ایشان(ع) فقط و فقط یک هدف دارد و آن قطع پیوند دل ها با پیامبر رحمت و اهل بیت پاک ایشان است و بس. کسی که حب اولیاء در دلش زنده است قطعا به آنچه رضای خداست عمل می کند و این امر قابل تحمل نیست برای معاندین.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.