تناقضات دوکتاب از عرفان حلقه

 

تناقضات دوکتاب از عرفان حلقه

مقدمه

عرفان حلقه یکی از عرفان های کاذبی است که در سالهای اخیر عده زیادی را گرفتار کرده است. پایه گذار این فرقه محمد علی طاهری است که کتاب هایی دارد در کتابهای او مطالب ضد و نقیض و دوپهلو و نادرست زیادی وجود دارد که به برخی از آنها در مطالب گذشته اشاره شد .در این یاداشت به تعدادی از تناقضات بین دو کتاب انسان از منظری دیگر وکتاب انسان و معرفت  اشاره ای گذرا می شود .

هدف این مقاله می تواند روشن شدن ذهن گرایش یافتگان به عرفان حلقه باشد و نیز آگاهی بخشی به سایر مخاطبان که در معرض تبلیغات عرفان حلقه قرار دارند.

 

 

بادین یا بی دین

در کتاب انسان از منظری دیگر آمده:

عرفان حلقه انسان شمول است صرف نظر از نژاد ملیت دین مذهب و عقاید ص۲۰ و همه انسان ها در خود جای می دهد.

در عرفان حلقه عوامل انسانی تفکرات،اعتقادات… ذکر و تکرار نقشی نداردص۹۴

فرا درمانی را وسیله ای مناسب برای انجام عبادت عملی می داند می گویند و عبادت را جز خدمت به خلق نیست ص۱۰۱

دنیای عرفان ماوراء تکلیف است زیرا عشق دنیای انجام وظیفه نیست ص۶۸

و به طور کلی حرفی از عبادت و شریعت در این کتاب نیست و خودشان می گویند عرفان حلقه با روبنا و مناسک

 کاری ندارد با زیر بنا کار دارد اما در کتاب انسان و معرفت به ظاهر برای مناسک و عبادات ارزش زیادی قائل شده اند.ومیگویند:

عرفان و شریعت دو بال یک پرنده اند و از هم جدا نمی شوند ص۲۲( کتاب انسان و معرفت)

امکان جدا کردن عرفان از شریعت وجود ندارد ص۲۳

عبادت و عرفان رابطه تنگاتنگ دارند ص۲۰

بر پله عقل ابزارهایی وجود دارد مثل سعی و کوشش، اراده، تکرار، ذکر که برای رفتن به پله عشق و

رسیدن به کمال به آن نیاز است.

یکی از اهداف مهم برای کسی که در راه کمال قدم می گذارد تزکیه است. ص۱۱۵

در دنیای عرفان نسبت به هر یک از این موضوعات خدا،دین ،دعا،صدقه،نذر نگرش متعالی وجود دارد.

ذکر درجاتی دارد و اولین درجه ذکر خداوند ذکر زبانی است. ص۸۷

عبادت موجب افزایش عشق است. ص۲۹

انواع عبادت راه و روش نزدیک شدن به خدا است. ص۱۴۳

عبادت انجام رسالت بندگی است که باعث تعالی می شود. ص۱۴۴

البته واضح است تکه فقط بر لفظ عبادت است .مفهوم عبادت و مصادیق آن بیان نشده و مشخص نشده کدام شریعت؟ در عمل هم شریعت نزد آنها جایی ندارد .با بیان قبلی که دین و مذهب در اتصال  نقشی ندارد مشخص می شود که منظور شریعت اسلام نیست واین مطلب را با بیان دیگری تاکید   می کند که: هر یک از ادیان الهی برای رشد و تعالی انسان راهکار هایی معرفی کرده اند که بخشی از آن مراسم و مناسک دینی است که انجام صحیح آن و دست یافتن به باطن هر کدام موجب گشایش عرفانی می شود دست یابی به معرفت مراسم و مناسک دینی،نتیجه حرکت عرفانی است. ص ۱۵۲

بااینکه در این کتاب لفظ شریعت و مناسک را تکرار کرده اما هیج اثری از اسلام نیست و نامی از اسلام برده نشده و همان اعتقاد را دارند که برای ورود به حلقه ایمان واعتقادی لازم نیست و تنها شرط شاهد بودن است وبا هردین واعتقادی میشود وارد عرفان حلقه شد وانجام مناسک هردینی موجب گشایش عرفانی میشود ( صفحه۱۵۱ انسان و معرفت )در حالی که در آیه۱۹ ال عمران آمده”ان الدین عند الله الاسلام”مسلماٌ دین نزد خدا اسلام است و در آیه۸۵ همین سوره آمده بجز اسلام دینی پذیرفته نمیشود”ومن یتبع غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه “

(نه تنها نامی از اسلام نیامده بلکه مطالبی در این کتاب آورده شده که با معارف اسلامی و آیات صریح قران مجید تعارض دارد مثل:باقی ماندن در جهنم محال است،ابلیس اولین معلم است و خدا به او فرمان داده که بر انسان سجده نکند.ص  ۲۱۹٫۲۶۶ )


در کتاب انسان از منظری دیگر آمده:دنیای عرفان حرکت از ظاهر به باطن است.ص۷۰

 در کتاب انسان و معرفت آمده:رمز تعالی در حفظ ظاهر و باطن دین است. ص۲۹

 

باتوجه به فیلمهاوپارتی های عرفان حلقه که حریمی برای محرم ونامحرم نیست،واینکه مخالف نصب آیات قران بر دیوار خانه  میباشندو…منظورشان حفظ ظاهر کدام دین است؟

هدف عرفان حلقه

کتاب انسان از منظری دیگر:

هدف از این شاخه عرفانی کمک به انسان در راه رسیدن به کمال است.ص۲۰

هدف فرا درمانی:آشنایی با گنج درون،فراهم نمودن راه نجات جمعی، عبادت عملی، رهایی از اسارت خویشتن،

آشنایی عملی با شعور الهی. ص۹۸

در کتاب انسان و معرفت:

هدف از ارتباط قرب الهی است. ص۲۳

اگر هدف عرفان حلقه طبق کتاب اول کمک به انسانها برای رسیدن به کمال است منظورشان چه کمالی است؟وبرای آن کدام راه و مسیر را نشان میدهند؟ پرودگار عالم که خالق جهان هستی است و به همه چیزعلم و دانایی دارد مسیر کمال و صراط مستقیم را در دین اسلام قرار داده وقران را کتاب هدایت بشر فرستاده وفرموده(:رضیت لکم الاسلام دینا ۳مایده) و درآن راه رسیدن به کمال را اطاعت از خودش ورسول وامامان معرفی می کند. برای رسیدن به کمال و معرفت الهی(عرفان)باید سراغ این دین رفت  در عرفان حلقه که نقشی برای دین در نظر گرفته نشده پس از چه راهی به انسان کمک می کندکه به کمال برسد.

در این فرقه بیش از اینکه به عبودیت وشریعت اسلامی تاکید شود درمانگری مطرح است پس اگر هدف فرادرمانی است چرا ادعای عرفان می کنند کسی که در دلش ایمان نیست چگونه با درمانگری به معرفت و عرفان میرسد.

پس بنابر این هدفشان طبق کتاب انسان معرفت،قرب الهی نیز نمیتواند باشد زیرا برای رسیدن به قرب الهی باید طبق نظر الهی حرکت کرد و با اطاعت از دستورات الهی رضایت او را جلب کرد و به قرب الهی رسید.مگر نه اینکه دستور خداوند به انجام مناسک دین اسلام است،عرفان حلقه کجا طبق این نظر حرکت می کند در حالی که می گوید با انجام مناسک هر دینی میشود به عرفان رسیدوعقایدی دارد بر خلاف دین اسلام .برای نمونه نظرشان در مورد خدا، شیطان،جهنم،تناسخ،معاد،شریعت با نگرش اسلامی مغایرت دارد.

محوریت شعور کیهانی در عالم

در انسان از منظری دیگر حرفی از خدا نیست و همه چیز را به شعور کیهانی نسبت می دهد و می گوید:

درمان توسط شبکه شعور کیهانی انجام می گیرد. ص۷۵

هیچ کس حق معرفی این اتصال را با نام غیر شعور کیهانی نداردو ص۹۲

این جهان از حرکت آفریده شده، عامل و محرک این حرکت شبکه شعور کیهانی است. ص۳۱

درانسان و معرفت می گوید:خدا محوری ویژگی یک حرکت عرفانی است. حرکت در طریقت عرفانی مستلزم خدا محوری در هدف و عمل است. ص۶۹

عرفان حلقه انسان را از ارتباط مستقیم با  معبود و خالقش محروم کرده(خدای که فرموده من از رگ گردن به شما نزدیکترم)وجای آن ارتباط با شعور کیهانی را قرار داده . وعامل وحدت انسانها را نه توحیدونه دین و پیامبر معرفی میکند بلکه شبکه شعور کیهانی می داند( ص۶۷کاوشی درمعنویت های نوظهور حمزه شریفی دوست)

فرق عرفان حلقه و بت پرستی چیست؟

شریعت اسلام طبق دستور الهی پیامبر و امامان را واسطه فیض میداند وحرفی از شعور کیهانی نیست اما در حلقه توسل به معصومین و زیارت حرم آنها را نکوهش شده وشخص پرستی ومکان پرستی می پندارد.

بت پرستان در گذشته ماده ای مثل سنگ را عبادت میکردند و آن را صاحب شعور می دانستند و حاجات خود را از آن می خواستند (اسلام بت پرستی را نفی میکند) در عرفان حلقه هم درمان را از شعور کیهانی  میخواهند .

هدف وعمل در عرفان حلقه شعور کیهانی است و محور اصلی شعور کیهانی است نه خدا .درمان وشفا را به شعور کیهانی نسبت میدهنددرحالی که محور اصلی در اسلام خدا است و او شفا می دهد “واذا مرضت فهو یشفین”(آیه۸۰ شعرا)

مشرکان چیزهای را می پرستیدن  میگفتند این بتها شفیعان ما نزد خدا هستند .خداوند این را در آیه ۱۸سوره یونس بیان میکند وپندار آنها را باطل میداند ومیفرماید جز خدا شفاعتگری نیست البته نفی چنین شفاعتی به معنای نفی مطلق شفاعت نیست قران کریم شفاعت باذن الله را ثابت کرده اما ولایت وشفاعت استقلالی را برای غیر خدا رد میکند (من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه)

 

شبکه شعورکیهانی به جای خدا

انسان از منظری دیگر:بهربرداری از عرفان عملی عرفان حلقه نیاز به ایجاد اتصال به حلقه های متعدد شبکه شعور کیهانی است .دو نوع اتصال به شبکه شعور کیهانی وجود دارد فردی وجمعی ص۸۸

انسان ومعرفت :اتصال وارتباط با خدا به دو نوع فردی وجمعی شکل می گیرد .

عرفان حلقه شبکه شعور کیهانی را مخلوق خدا میداند نه خود خدا حال باتوجه به این تناقض اتصال باید با خالق باشد یا مخلوق؟

چرا تسلیم شعور کیهانی؟

انسان از منظری دیگر:تسلیم (عدم انجام کاری در حلقه).تسلیم بودن تنها شرط تحقق موضوع حلقه است.ص۹۵

انسان و معرفت:تسلیم یعنی سپردن به خدا.ص۷۸- ۷۱

در دوره های عرفان حلقه  اینطور گفته شده که شرط اساسی برای فرادرمانی و اتصال به حلقه شاهد بودن وحضور بیطرفانه است .و تسلیم به عدم انجام کاری وشاهد بودن معنی شده.درواقع چون در این فرقه دین وایمان نقشی ندارد و تسلیم در برابر خدا یعنی اطاعت از او و هر که او فرمان داده که در عرفان حلقه اینطور دیده نمیشود پس تسلیم در عرفان حلقه نمی تواند در برابر خدا باشد.در اینجا سپردن به خدا به چه معنا می باشد که همه چیز را به شعور کیهانی نسبت میدهند و از آن می خواهند .

سرگردانی عرفان حلقه میان واقعیت و حقیقت

انسان از منظری دیگر:جهان هستی مادی مجازی بوده و حقیقت وجودی ندارد. ص۳۰

انسان و معرفت:هیچ شی خالی از حقیقت نیست.یک حقیقت مطلق وجود داردو هر موجود دیگری حقیقت نسبی دارد. ص۱۷۳

زندگی مجموعه ای از واقعیت ها و حقیقت ها است.ص۴۳

در دنیای غیر وارانه حقیقت شرین است و به هیچ وجه از زندگی افراد حذف نمی شود. ص۴۴

آگاهی از حقیقت باعث می شود که انسان با دیدن واقعیت و حقیقت نشاطی داشته باشد که برای او بهشت نقد خواهد بود.

آقای طاهری بالاخره نظرتان چیست جهان هستی حقیقت دارد یانه؟

پس طبق نظر شما شعور کیهانی (آگاهی)یکی از سه عنصور جهان هستی{انسان از منظری دیگر ص۷۵} نیزمجازی است و وجود خارجی ندارد.

اگر جهان هستی وجود خارجی ندارد ،وجود خارجی اشیای اطراف خود را چطور نفی می کنید

با چه دلیلی قانون اصالت الوجود فلاسفه را رد می کنید؟

درگذشتن از رحیمیت خروج از دایره ایمان

در انسان از منظری دیگر  حرفی از رحیمیت نیست تمام بحث از رحمانیت است:

حلقه وحدت شکل بگیرد رحمت عام الهی جاری می شود.

انسان در مورد رحمت عام حق انتخاب دارد می تواند استفاده نموده یا اجتناب کند. ص۲۱

اساس این عرفان بر اتصال به حلقه های متعدد ((شبکه شعور کیهانی)) استوار است و همه سیروسلوک از طریق اتصال به این حلقه ها صورت می گیرد. فیض الهی به صورت های مختلف در حلقه های گوناگون جاری بوده که در واقع همان حلقه های رحمت عام الهی است. ص۲۰

چکیده ی همه ی گفته ها و نوید های الهی با رحمانیت شروع شده و با آن خاتمه می یابد و از هر دری که وارد شویم با رحمانیت او روبه رو هستیم. ص۲۲

هر انسانی که بخواهد می تواند خود را در زیر چتر رحمانیت پروردگار قرار داده. ص۲۲

موج رحمانیت الهی ،راهگشای موثری برای هدایت گمراهان است. ص۲۳

در کتاب انسان و معرفت:

خداوند رحمان و رحیم است. ص۱۶

هر رحمانیتی،رحیمیتی به دنبال دارد.ص۹۰-۱۰۰

به وجود آمدن هر چیز در اثر رحمانیت و بازگشت آن به سوی مبداء بر اثر رحیمیت است. ص۹۰

طبق کتاب اول اگر اساس این عرفان و همه سیروسلوک با اتصال به حلقه رحمت عام صورت می گیرد چه نیازی به رحیمیت است.واگر استفاده از رحمت اختیاری است برای هرکس که بخواهد ،چرا در کتاب انسان ومعرفت میگوید  به وجود آمدن هر چیز بر اثر رحمانیت است.زیرا اگر وجود هر چیز نشانه رحمانیت است نمی شود استفاده ازآن (رحمانیت) اختیاری باشد .

پس بوجود آمدن هر موجودی نشانه رحمانیت است  یعنی رحمانیت شامل  اوشده که الان  موجود است در این صورت حق انتخاب برای استفاده از رحمانیت معنا ندارد و استفاده از آن به اختیار انسان بستگی ندارد.

(کان بالمومنین رحیما)۴۳احزاب

در تفاسیر آمده رحمن همه جای  قران به صورت مطلق ذکر شده ونشانه عمومیت آن است در حالی که رحیم گاهی بصورت مقید آمده که دلیل بر خصوصیت آن است(برگزیدهتفسیر نمونه ج۱ص۲۸)

وعلامه در المیزان در این رابطه می گوید:رحیم بر نعمت دائمی وثابت وباقی او دلالت میکند رحمتی که تنها به مومنین افاضه می کند ودر عالمی افاضه می کند که فنا ناپذیر است وآن عالم آخرت است چنانکه خداوند فرموده (کان بالمومنین رحیما)بهمین جهت بعضی گفته اندرحمان عام است وشامل مومن وکافر میشود و رحیم خاص مومنین است(المیزان ج۱ص۳۰)

افسانه اتصال فردی و جمعی

انسان از منظری دیگر:

عرفان حلقه بر مبنای راه جمعی ایجاد اتصال کرده.ص۸۹

نجات انسان جمعی است. همه سیر و سلوک از طریق اتصال به این حلقه ها صورت می گیرد.ص ۲۰-۱۹

انسان و معرفت:

منشاء همه اتصال های جمعی،اتصال فردی است.اگر اتصال فردی نبود کسی صاحب روزی مورد نظر نمی شد

تا بتواند انفاق کند و از این طریق اتصال جمعی بر قرار شود. ص۸۲

منظور از قانون جمعی بودن حرکت این است که در عرفان نجات فردی پذیرفته نیست.ص۱۶۷و موظف است    

دیگران را در مسیر رشد و تعالی با خود همراه سازد.

طبق شریعت اسلام انسان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دارد اما نجات او فردی است اگرچه مسئولیت در مقابل جامعه هم بخشی از مسؤلیت های یک انسان مومن است، اما اینکه نجات فردی پذیرفته نیست، اشتباه است. مومن آل بنی اسرائیل در سوره یاسین به تنهایی نجات یافت و از او پذیرفته شد .

 

پیروان عرفان حلقه اجازه دارند عاشق خدا شوند یا نه؟

عرفان کیهانی:انسان نمی تواند عاشق خدا شود. ص ۱۲۴

انسان و معرفت:همه انسان ها می توانند به درک عشق الهی نائل شوند.ص۷۲

بر اساس بر انگیخته شدن عشق و دلدادگی است که مشتاق استمرار عبادت می شود.ص۱۴۴

آقای طاهری تکلیف چیست ؟می توان عاشق خدا شد یا نه ؟

سرگردانی میان عقل و عشق

انسان از منظری دیگر:دنیای عرفان فاقد هر گونه فن روش،پند و نصیحت،استدلال و سعی است دنیای بی ابزاری چه ابزار اصلی و چه ابزار واسطه ای.ص۶۸

فرا درمانی ماهیتی عرفانی دارد و شاخه ای از عرفان حلقه است. ص۷۳

برای درمان و درمانگری از هیچ نوع تمرکز، تصور،تخیل،ذکر،مانترا،تلقین استفاده نمی شود. ص۷۷

اتصال نمی تواند بر اساس تکنیک و فن روش حاصل شود. ص۱۹

انسان و معرفت:انسان همواره به هر دو پله عقل و عشق نیازمند است. ص۵۵

پله عقل پایه فهم موضوعات پله عشق بوده و نقش مهمی در کمال انسان ایفا می کند. ص۵۶

بر پله عقل ابزارهایی وجود دارد اصلی و واسطه ای. با ابزار  اصلی بطور مستقیم شناخت عقلانی بدست می آید.ص۴۹

ابزار واسطه ای:تحلیل و تصور-سعی و کوشش-اراده-تلقین و تکرار-ذکر و مانترا-پند و نصیحت

ابزار اصلی:دلیل و استدلال-علم و دانش-فن و تکنیک-راه و روش-تفکر و تعلق

در کتاب انسان از منظری دیگر هدف از عرفان را کمال انسان می داندکه فاقد هر ابزاری است اما در کتاب انسان و معرفت می گوید پله عقل نقش مهمی در کمال انسان دارد و آن ابزار هایی دارد که انسان همواره به آن نیازمند است.وعقل را  ابزار و واسطه معرفی می کند .

اگر هرکسی میتواند به عرفان برسد وفرادرمانی نیز راه آن است پس چرا هر کسی نمی تواند فرادرمانی کند حتماباید تفویض شود و سوگند نامه امضا کند!

عرفان حلقه اسلامی اما ضد اسلام!

در مقدمه کتاب انسان از منظری دیگر در تعریف عرفان حلقه آمده این عرفان در بسیاری موارد با اندیشه های عرفانی اسلامی هم خوانی دارد و آن را عرفان اسلامی می دانند و برای ارائه مطالب شان  آیاتی از قرآن کریم استفاده می کنند.

 (صرف نظر از مطالب خود آن کتاب و استفاده های نادرستی که از آیات شده) در کتاب انسان

و معرفت مطالبی است که بر خلاف آموزه های اسلامی وقرآن می باشد.در ص۱۵۱ آمده مراسم و مناسک هر دینی موجب گشایش عرفانی می شود و نامی از اسلام و اهل بیت نیاورده.

همچنین در این کتاب آمده: ابلیس اولین معلم است.ص۲۱۹- و خدا به ابلیس فرمان داده که به فرمان سجده برآدم اعتنا نکند. ص۲۱۸

آتش جهنم آتش حسرت است. ص۲۶۱

همه انسان ها وارد جهنم می شوند. ص۲۶۳

باقی ماندن در جهنم محال است.ص۲۶۶

اعتقاد به تناسخ (برگشت کالبد ذهنی یا روح بعد از مرگ به این دنیای دو قطبی برای زندگی دوباره)آزمون آخر۲۷۳

(شیاطین در وجود هر انسان سهم مشخصی دارند.ص ۲۱۹

درحسابرسی سوال کننده ای سوال نمی کند.۲۵۶

در حالی که در آیاتی داریم بر خلاف این مطالب:

واذ قلنا للملائکه اسجدو لادم فسجدو الا ابلیس ابی و ستکبرو کان من الکافرین. بقره ۳۴

به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید.سجده کردن مگر ابلیس که سرپیچی کرد و تکبر ورزید و از کافران شد

و در آیه۳۶ آمده ابلیس هر دو آنها را لغزانید.

در آیات قرآن علت نافرمانی ابلیس برتری جوی او وتکبر  بیان شده نه فرمان خدا وبه همین علت از درگاه الهی رانده شد .

((به ملائکه گفتیم بر آدم سجده کنید بی درنگ همه سجده کردند جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.

خدا فرمود هنگامی که تو را امر کردم چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟ گفت:من از او بهترم مرا از آتش

پدید آوردی و او را از گل آفریدی. خداوند فرمود:از این جایگاه فرودآی پس بیرون شو که قطعا از خار شدگانی.)) سوره ی اعراف ۱۱-۱۴

((فرشتگان همه با هم سجده کردند. مگر ابلیس که تکبر ورزید پس کافران شد.))سوره ی ص۷۳

در این مورد می توانیم به آیات ۵۰ کهف و ۱۱۶ طه و ۶۱تا۶۵ اسراء نیز مراجعه کنید.

و آیاتی در مورد آتش جهنم و باقی ماندن در جهنم آمده((نار حامیه))۱۱قارعه(آتشی بسیار داغ و سوزان است)

(ان الذین کفرو من اهل الکتاب والمشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شر البریه)۶بینه

به یقین کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش جهنم جاویدانند اینان بدترین مخلوقات اند.

((آنان که از خدا و رسولش نافرمانی کنند مسلما آتش جهنم برای آنان است و در آن جاودانه و همیشگی اند.))

۲۳جن

وآیات دیگری مثل ۶۳و۶۸و۸۱توبه و۱۶۹نساء که بر  خلاف مطالب کتاب عرفان حلقه به آتش جهنم وباقی ماندن در آن  رابیان می کند.

آنجای که عرفان حلقه می گوید شیطان در وجود هر انسانی سهم مشخصی  دارد ،نیز بر خلاف قران است

آیه۹۹ و۱۰۰سوره نحل میفر ماید :یقیناً شیطان بر مردم با ایمان تسلط ندارد. مگر افرادی که خودشان ولایت او را پذیرفته اند .

عرفان حلقه اسلامی یا کابالیستی؟

البته کابالیست ها هم برای نیروی کیهانی ارزش زیادی قایل هستند و می گویند :نیروی کیهانی بر همه جا نظارت دارد (ص۱۷۴بازگشت روح  فیلیپ اس برگ) و در همان کتاب می گوید :یک انرژی کیهانی وجود دارد که میتواند به ما کمک کند تا بد بختی های وارد امده بر ما را برطرف کند .

زوهر اخطار می دهد که این نیروگاه شگفت کیهانی که عالم را می چرخواند  میتواند برای آنها یی که با این ارتباط کیهانی بیگانه اند یا فاقد حلقه های لازم برای این اتصال هستند خرابی ونابودی به بار آورد.( ص۱۷۸بازگشت روح  فیلیپ اس برگ)  عرفان حلقه هم میگوید خارج بودن از این حلقه به معنی محروم بودن از رحمت الهی است و علت مهم برخی بیماری ها  دور افتادن از رحمت الهی است.(ص۷۷انسان از منظری دیگر )

 

مهربان

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.