جلوه های ابلیس در وجود انسان

جلوه های ابلیس در وجود انسان

حلقه بر این باور است که ابلیس دارای جلوه های متعددی است که بخشی از این جلوه ها در وجود انسان است و آن را شیطان درونی انسان می داند که بخشی از وجود هر انسانی است.

«در این جهان دوقطبی، جلوه های متعدد و متکثر ابلیس در وجود انسان قرار دارد و شیطان درون او محسوب می شود. در حقیقت، وقتی دورنمایی از چرخه ی جهان دو قطبی را در نظر بگیریم، ابلیس را در مقابل آدم خواهیم یافت و وقتی به جلوه های متعدد ابلیس و آدم توجه کنیم، شاهد شیاطین درون در برابر انسانها خواهیم بود. (همان: ۱۵ )

در واقع «شیطان درون هر انسان، بخشی از وجود او هستند که هیچ وقت از بین نمی روند؛ اما ا گر فردی بتواند آنها را به کنترل و مدیریت خود در آورد و تسلیم کند، در مسیر کمال خواهدبود. » (همان)

طاهری در پرسش و پاسخی در جلسه هشتم کمیته عرفان چنین می گوید:

سؤال: شیطان میگه من از بندگان تو یک بهره معینی دارم، این چیه؟

طاهری: نصف وجود ما در اختیار اوست. نصف برنامه نرم افزاری در اختیار اوست.نصف در اختیار مثبت و نصفش در اختیار منفی است. برای همه همین بوده، پس یک سهم مفروضی در وجود ما دارد. بحث من های متعدد من های کمال و خود کمال.من ضد کمال سهم تعیین شده شیطان.

سؤال: بعضی از آیات «ولی» معرفی کردن شیطان را؟

طاهری: ما assistance های مختلفی داریم، خودِ شیطان مگر غیر از این که داره به کمال کمک می کند. داره به الله کمک می کند. داره به اون غایت کمال کمک می کند به عبارتی «ولی» هم می شود.

یکی از حاضرین: ولی بعضی جاها صحبت می کند راجع به شیطان می گوید دوری کنید از این ولایت؟

ما به بچه می گوییم بچه، برق را «ولی» خودت نگیر، این «ولی» ماست؛ ولی «ولی» تو نیست. از این دوری کن. اون موقع به زبان کودکی بشر صحبت شده است، پس در نتیجه آن موقع بشر بچه بوده و شیطان گولش می زده!»

ساختار وجودی انسان از جسم و روح است و تمام ادیان آسمانی این مهم را تایید کرده و متناسب با این دو بعد، آموزه ها و راهکارهایی را بیان داشته اند. با وجوداین که در ادیان مسیحی و یهودی، تحریف هایی صورت گرفته است؛ باز هم در بطن اصلی و اولیه ی خود به هر دو بعد انسان توجه ویژه داشته اند. صریح آیه ی قرآن اشاره به روح متعالی و خدایی انسان داشته و جایگاه والایی برای انسان با ذکر خلیفهالهی قایل است. به نظر می رسد، باز هم، طاهری با بی اطلاعی از آیات قرآن یا نادیده گرفتن آنها این توضیحات را ارایه می کند. وقتی با اطمینان و بدون لحاظ هیچ استثنایی نیمی از وجود همه ی انسانها را در اختیار شیطان یا شبکه ی منفی می داند، «الاّالمخلَصین» را فراموش کرده است. خداوند در قرآن اینکه شیطان بر بندگان او تسلط داشته باشد را نفی می کند، چه برسد به این که شیطان «ولی» آنان باشد؛ خداوند خطاب به شیطان ملعون می فرماید: «إِنَّ عِبادی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغاوین‏» (حجر/۴۲) در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلّطى نیست، مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند.

با این توصیف_نعوذبالله_ طاهری بدون توجه به آیات قرآن، بلا استثنا، همه، حتی انبیا و معصومین علیهم السلام را نیز از این دسته دانسته است. طاهری با این لفظ حتی به کلام خداوند نیز بی حرمتی کرده و کلام او را منحصر به دوران کودکی انسان می داند و در واقع با این عبارات، آدم و همه ی انبیا الهی و به عبارتی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که قرآن بر او نازل شده و همه ی افراد مخلص از ابتدای آفرینش را کودک بی تجربه و خود و همه ی حاضرین و پذیرندگان آموزه ها و آگاهی های فرقه ی حلقه را کهنسال و آزموده می داند. طبق این ادعا از لحظه ای که طاهری این دریافت را داشته است، دیگر نیازی به گریز از ولایت شیطان به دلیل تغییر بینش انسان و ناتوانی شیطان در فریب انسان احساس نمی شود!

۳ دیدگاه‌

  1. حسین گفت:

    ممنون از مقاله خوبتون.

  2. نادر گفت:

    کسی که به گفته خودش حتی یک دور قرآن را نخوانده تا ببیند چه خبر است، باید هم این گونه حرفهای بی خود و بی سر و ته بزند…

  3. نادر گفت:

    نیازی به گریز از ولایت شیطان ندارند چون تحت ولایت او هستند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.