گفتگوی مکتوب با ابراهیم

 یکی از امتیازات سایت نجات از حلقه نسبت به سایت های دیگر این است که در بخش نظرات کاربران،همه مخاطبین سایت اعم از موافق و مخالف عرفان حلقه،میتوانند آزادانه به بحث و تبادل نظر در مورد مطالب سایت بپردازند و نظراتشان بدون سانسور منتشر میشود،و این از افتخارات انجمن نجات از حلقه است که به طرفداران عرفان حلقه فرصت بیان نظراتشان را در فضایی کاملا صمیمانه داده است.

چند هفته ای است که یکی از دوستان طرفدار عرفان حلقه (آقای ابراهیم)در سایت حضور پیدا کردند و سعی کردند به نقدهای منتقدین پاسخ بدهند،که صمیمانه از حضور و صبر و حوصله شان در شنیدن نقدها تشکر میکنم،یکی از مباحثی که مطرح شد بحث صفات خداوند بود،جناب ابراهیم در ادامه بحث،ترجیح دادند بصورت مکتوب و با ارسال ایمیل مستقیما با حجه الاسلام مظاهری سیف گفتگو کنند که سیر گفتگوی دو طرفه ایشان را در ذیل میآوردیم.

در اینجا جا دارد از حجه الاسلام مظاهری سیف سپاسگذاری کنم که با وجود ضیق وقت در گفتگو ها شرکت کرده و فرصت ارتباط مستقیم را به کاربران،چه موافق و چه مخالف،می دهند.

 

 

متن گفتگو:

 

آقای رحیمی (ابراهیم):

فرض کنید که من پذیرفتم که اسماء الحسنی عین ذات خداوند است ، و در این جا گفته شده که : امام صادق (ع) : درباره آیه ۱۷۹ سوره اعراف ( از برای خدا اسماء حسنی و اسامی نیکوئی است پس با آنها خدا را بخوانید ) فرمودند به خدا سوگند ما ائمه از آل محمد (ص) (( اسماء الحسنی )) خدا هستیم و خداوند عبادت کسی را بدون ولایت ما آل محمد (ص) قبول نمیکند.  تفسیر جامع جلد ۲ صفحه ۴۸۹

چطور این دو عقیده با هم اثبات می شود ؟ حرف شما را قبول کنم یا حرف امام صادق (ع) را ؟

 

استاد مظاهری …………………………………………………………….

دوست عزیز اسماء خدا دو گونه اند،‌اسماء عینی و اسماء معنوی،‌ اسماء معنوی مثل رحمن و رحیم به یک معنا و حقیقتی در ذات الهی اشاره می کند و البته ما معنای آن را می فهمیم ولی نامحدود بودن آن را نمی توانیم تصور کنیم و در ذهن بیاوریم. برای همین آنچه از رحمن و رحیم می فهمید به راستی اسم خداست یعنی خداوند صفت رحمت را دارد بی تردید،‌اما رحمت نامحدود را ما نمی توانیم حقیقتا تصور کنیم. و به عجز معرفت خودمان اعتراف داریم. اما نمی توانیم بگوییم که ذات خدا عین رحمت و علم و قدرت نیست.

اما اسماء عینی همه پدیده ها هستند همه پدیده های هستی نام و نشان اویند. (به روایات ذیل آیه وعلم ادم الاسماء کلها مراجعه فرمایید) در اینجا محمد بن عبدالله و علی ابن ابی طالب و سایر اهل بیت، اسماء اعظم خدا هستند. و کامل ترین مظاهر صفات اویند.

عذر میخواهم که این قدر فشرده عرض می کنم این مطالب با پیام قابل آموزش نیست. نکات زیاد و دقیقی دارد.

آقای رحیمی (ابراهیم): ……………………………………………………

بله کاملا مشخص است که نمی توان اینجا بحث و گفتگو کرد ،

با تشکر از شما برای توضیحاتتون ، در حوصله اینجا خارج است بحث کردن ، اینطور که مشخص است ، نه شما من را می فهمید و نه من شما را .

اما یک سوال دارم ، قبل از اینکه اصلا جهانی باشد ، قبل از اینکه اصلا خلقی صورت بگیرد ، این صفات وجود داشتند یا نداشتند ؟ مثلا رحمان ، رحیم ، الله و غیره ، وجود داشته اند یا نداشته اند ؟

 

استاد مظاهری ………………………………………………………

بله حقیقت این صفات همان ذات احدی است. و حقیقت ذاتیه صفات حق وحدت دارند،‌قدرت او عین علم اوست رحمت او عین قدرت اوست و همه اینها همان ذات است. ذات حق کامل و بی نقص است.

آقای رحیمی (ابراهیم): …………………………………………………….

بله کاملا درسته ،

من متوجه شدم که مقصود من صفات افعال هست و شما گمان کرده اید که مقصود من صفات ذاتی است.

اما صفات افعال و کردار خدا پس آن صفاتی است که در او کردن کاری باشد چون آفریننده و روزی‌دهنده و زنده‌کننده و میراننده و بخشنده و گیرنده و بلندکننده و پست‌کننده و امثال اینها زیرا که وقتی که آفرید میگوئی آفریننده و وقتی که روزی داد میگوئی روزی‌دهنده وقتی که زنده کرد میگوئی زنده‌کننده و وقتی که میراند میگوئی میراننده و تا نیافریده آفریننده نیست اگر چه قدرت آفریدن دارد و تا روزی نداده روزی‌دهنده نیست اگر چه قدرت روزی دادن دارد پس پیش از آفریدن و روزی دادن همان قدرت است و اسم آفریننده و روزی‌دهنده باو نمیگوئی مثلاً زید پیش از آنکه بایستد قدرت ایستادن دارد ولی ایستاده نیست وقتیکه ایستاد ایستاده باو میگوئی و تا نه‌نشسته قدرت نشستن با او هست ولی نشسته باو نمیگوئی وقتی که نشست نشسته باو میگوئی و همچنین باقی صفاتِ فعلی تا فعلی نکرده آن صفت نیست و همان قدرت بر آن صفت است مثل کسی که پول نداده قدرت بر دادن دارد ولی پول‌دهنده باو نمیگوئی وقتی که داد پول‌دهنده باو میگوئی و کسی که زنا نکرده همان قدرت بر زنا دارد و زناکننده باو نمیگوئی و کسی که فسق نکرده قدرت بر فسق دارد و فاسق باو نمیگوئی وقتی که فسق کرد فاسق باو میگوئی و پادشاهی که عدل نکرده قدرت بر عدل دارد عادل باو نمیگوئی وقتی که عدالت کرد عادل باو میگوئی پس یکجوره صفت برای خدا هست که تا آن کار نکرده آن صفت برای او نمیگوئی وقتی که آن کار کرد آن صفت برای او میگوئی و پیش از آن کار قدرت بر آن دارد و آن جوره صفات را صفات فعلی میگویند و این صفات چون پیش از کردن آن کار نیست و بعد پیدا میشود چنانکه زید پیش از نشستن صفتش نشسته نیست اگر چه قدرت دارد و بعد از نشستن صفتش نشسته میشود پس این جوره صفات حادثند و خدا همیشه بوده و همیشه خواهد بود و این صفات نبوده و بعد پیدا شده پس این صفات حادث است و چون حادث شد مخلوق است و چون مخلوق شد خالق نیست و بخدا نچسپیده و قرین با ذات خدا نیست بجهت آنکه در رتبه ذات او نیست و ذات او هم در رتبه این نیست پس با هم قرین نخواهند شد چنانکه دانستی و این صفات نیز مخلوق خداست مثل صفات اضافه و نسبت این صفات بخدا هم مثل نسبت خانه خداست بخدا چون آفریننده و روزی‌دهنده و امثال آن که اینها صفات نیکوئی بودند و پسندیده خدا بودند خدا اینها را بخود نسبت داده و الا با ذات خدا جفت نمیشوند و غیر ذات خدایند و هر چه غیر اوست مخلوق اوست .

 

استاد مظاهری ……………………………………………..

خدا را شکر

لطفا خلاصه و نتایج این تبادل ایمیلی را (مبنی بر اینکه صفات ذات عین ذات اند و صفات فعل مخلوق اند) به صورت یک یادداشت بنویسید، تا انشاالله برای سایر دوستان نیز مفید باشد و از تکرار مباحث جلوگیری کند.

بسیار متشکرم

آقای رحیمی (ابراهیم): ……………………………..

نه هنوز یک مسئله اصلی هست ، اون هم اینکه اسامی خدا جز کدام دسته است ؟ جز صفت ذات ، یا صفت افعال ؟

استاد مظاهری …………………………….

هر دو برخی از اسامی مثل قادر و عالم و حی به صفات ذاتی مربوط است و برخی مثل خالق و رازق و غافر به صفات فعل مربوط می شود

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.