هدف­ شناسی عرفان حلقه

نویسنده: مجتبی عسگری

قسمت اول

 

به نام پروردگار یگانه­ هستی

عرفان حلقه موارد بسیار عجیب، غریب و پیچیده­ ای را مطرح می­کند که هدف این یادداشتها بررسی صحت و یا عدم صحت این موارد نیست، بلکه این موضوع است که عرفان حلقه چه نیازی به مطرح کردن این موضوعات دارد و از بیان این موضوعات به چه هدفی می­خواهد برسد.

موضوع­های طرح­شده مورد بحث شامل موارد زیر است:

۱٫ فرادرمانی

فرادرمانی یکی از موضوعات مطرح شده در عرفان حلقه است که به تنهایی بیش از نیمی از موارد مطرح شده در عرفان حلقه در این زمینه است. با درست و غلط بودن فرادرمانی کاری نداریم. در کتاب انسان از منظری دیگر در صفحات ۵۶ و ۵۷ نوشته شده فرادرمانی یک عمل تفویضی است و فرد فرادرمانگر در عمل درمان نقشی ندارد و این عمل توسط هوشمندی حاکم بر جهان یا همان شعور کیهانی انجام می­شود و روی این موضوع در کلاس­ها و مستندات بسیار تاکید شده است.

۲٫ پله عقل و پله عشق

یکی دیگر از چیزهایی که در عرفان حلقه مطرح می­شود قضیه پله عقل و پله عشق است این موضوع به نوبه خود جای بحث بسیاری دارد ولی اگر به صورت جزئی به آن بپردازیم در کتاب انسان از منظری دیگر صفحه ۵۲ و ۵۳ و همینطور در کلاس ها در جواب سوالهایی که از روی عقل و خرد و شک کردن پرسیده میشود موضوع پله عشق بیان می شود. معنی پله عشق از نظر عرفان حلقه یعنی کارهای عرفان عملی از روی عقل (به اصطلاح عرفان حلقه پله عقل) قابل درک نیستند و باید از طریق عشق جذب و درک شوند

۳٫ موجودات غیرارگانیک

موضوع سوم که در عرفان حلقه بر روی آن زیاد مانور داده می­شود موجودات غیر ارگانیک هستند این موضوع اهمیت زیادی در عرفان حلقه دارد به طوری که کتاب جداگانه ای برای تعریف و توضیح در مورد این موجودات به قلم آقای طاهری نوشته شده است که خود این کتاب به نوبه خود مردود است

بعد از مطرح کردن این سه مورد این سوال به ذهن انسان خطور می­کند این است که:

اگر کسی که وارد عرفان حلقه می­شود، فرادرمانگر است و کار فرادرمانی او تفویضی است، پس چه نیازی به شناخت موجودات غیر ارگانیک است؟

شاید پاسخ این سوال را اعضای عرفان حلقه این­گونه بدهند که ما موجودات غیر ارگانیک را می­شناسیم که در صورت برخورد با بیمار بتوانیم حلقه درست را برای او اعلام کنیم؛ ولی خود همین جواب با مستندات عرفان حلقه در تناقض است؛ چون شعور کیهانی که کار درمان به عهده اوست و به صورت هوشمندی حاکم بر جهان است، به اندازه­ ای هوشمندی و شعور ندارد که وقتی اتصال انجام شد، نیاز به اعلام نوع حلقه نباشد و با شعور خود تشخیص دهد چه حلقه­ ای مورد نیاز است تا بیمار را به آن حلقه متصل کند؟

آیا همین کافی نیست که کار درمان را به شعور کیهانی بسپارید و فقط در طول یک کلاس ۲ ساعته فن اتصال را آموزش دهید؟

اگر رشد واقعی روی پله عشق است، پس چه نیاز به آموزش عقلی این­همه قوانین فیزیک و شناخت موجودات غیر ارگانیک و کالبدهای مختلف و… است؟

چه نیازی به ۸ ترم کلاس است؟

آیا شما مدعی هستید که در طول این ۸ ترم عشق آموزش می­دهید؟ در کتاب انسان از منظری دیگر صفحه ۴۵ نوشته شده “با سعی کوشش و تقلا و اراده نمی­توان به دنیای عشق دسترسی پیدا کرد”  با استناد به حرف­های آقای طاهری دیگر برگزاری کلاس­ها معنایی ندارد.

آیا شناخت جن و چشم­زخم هم قسمتی از عشق است؟

و سوالات بسیار دیگری است که به ذهن انسان خطور می­کند

در یادداشت­های بعدی بررسی می­کنیم که اگر هدف، اینها نیست، چرا این موضوعات مطرح و به آنها پرداخته می­شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.