پاسخ حجت الاسلام مظاهری سیف به نامه دوم آقای پربین

سلام به آرش و همۀ عزیزانم که خود را عضوی از حلقه می دانند

با گذشت شش سال هنوز پی گیر مناظره هستیم و مثل شش سال گذشته نه آقای طاهری و نه شما و نه هیچ آرش دیگر در عرفان حلقه حاضر نیست قدمی در این راه بردارد.

شما هم حاضر نشدید حتی به اندازۀ یک نامه از طاهری بخواهید که با منتقدان مناظره کند. اگر گمان می کنید قبلا آقای طاهری آمادگی خود را برای مناظره اعلام کرده است، چه نگرانی وجود دارد که اکنون بعد از چند سال از آن اعلام آمادگی از او بخواهید که درخواست های چند سالۀ ما را برای مناظره و بحث علمی پاسخ دهد؟

علت خودداری شما از نوشتن نامه به طاهری و دعوت او به مناظره برای خیلی از محققان نامعلوم است. همانطور که علت خودداری طاهری از پذیرش مناظره مشخص نیست.

شک ندارم که شما خوب می دانید، اعلام آمادگی برای پاسخ گویی به سوالات افراد غیر مجهول الهویه و انتشار سوالات در سایت شخصی آن افراد به عنوان شروط پاسخ گویی، به معنای مناظره نیست. عبارات طاهری روشن است و شما می توانید برداشت و تفسیر خودتان را داشته باشید. اما اگر برداشت شما از فهم متعارف گفتار در زبان فارسی خیلی فاصله داشته باشد، بی شک در افکار عمومی به خودفریبی متهم می شوید.

همچنین نامه ها و پاسخ های ما به شما برای دعوت از شما به مناظره نبوده است. شما قبلا اعلام کرده اید که توانایی و صلاحیت دفاع از عرفان حلقه را ندارید و فقط طاهری است که از این توان و صلاحیت برخوردار است. یکی از اهداف نامه های ما این بود که شما که به گفته خودتان مدافع فاقد توانایی و صلاحیت برای دفاع از حلقه هستید، متوجه شوید که طاهری هم در شش، هفت سال گذشته وضعیتش بهتر از شما نبوده است و ظاهرا او هم در خودش توانایی و صلاحیت دفاع از عرفان حلقه را نمی بیند.

در گفتگویی که در سال ۸۹ با ایشان داشتم، هر جا به بن بست می رسید، می گفت: این مطالب را از شعور کیهانی دریافت کرده ام و آگاهی هایی است که از آنجا آمده است، شما هم اگر می خواهید درک کنید باید متصل شوید.

یعنی طاهری هم خود را فاقد صلاحیت و توان دفاع از عرفان حلقه می داند و می گوید بروید از شعور کیهانی بپرسید. این دقیقا همان چرخۀ جهلی است که طاهری در آن گرفتار است و آن را آگاهی و هوشمندی می نامد. این یک بیماری معنوی است که کسی به دفاع از افکاری بپردازد که خودش را فاقد توان و صلاحیت دفاع از آن می داند. از نشانه های بالینی این بیماری معنوی رد کردن پیشاپیش منتقدان مشفق و عدم پذیرش دعوت به گفتگوی علمی و مناظره است.

نشانۀ دیگر این بیماری معنوی نوعی نارسیسیزم یا خودشیفتگی شدیدی است که در نامه های طاهری به وضوح پیداست. آنگاه که به جای پاسخ به نقدها و مشارکت در گفتگوهای علمی، به کسانی که به اندازۀ سن او اثر علمی دارند می گوید سوالاتتان را مکتوب کنید تا من جواب دهم. یا اینکه با ادعای ارتباط با شعور کیهانی پاسخ گویی را در شأن خود نمی بیند و همه را به تسلیم شدن در حلقه و دریافت اتصال از خود فرامی خواند.

نشانگان دیگر این بیماری معنوی نوعی پارانویای معنوی است که شخص مبتلا دیگران را نه فقط دشمن خود، بلکه دشمن معنویت و کمال و دشمن انسانیت می پندارد.

این علائم از ابتدا در آقای طاهری بروز داشت. در برخی از نوشته ها و اظهارات ایشان برخلاف ادعاهای صلح و وحدت انسانی تأکید بر دشمن بودن، معاندت و کینه توزی منتقدان دگراندیش نسبت به عرفان حلقه، بارها تکرار شده است. و حالا شما پس از این که از ما خواستید تا شرایط برابری را برای مناظره فراهم کنیم و ما پذیرفتیم، این طور نوشته اید که «اصرار شما بزرگواران در جهت برگزاری مناظره ای چنین ناعادلانه را خیر نمیبینم.» و «چنین مناظره ای، بیشتر به “بازجویی تحت فشار در منظر عمومی” و یا “یافتن دستاویزی برای نگه داشتن طاهری در زندان” و بسیاری حرکتهای ازاین دست شبیه است تا مناظره». این برخورد، برآمده از همان قضاوت های طاهری است که در حق منتقدان مشفق و دلسوز روامی داشت.

این جملات دو نکته را مشخص می کند:

نخست، علت ترس شما از دعوت طاهری و نیز علت ترس طاهری از حضور در گفتگوی علمی این است که در «منظر عمومی» ناتوانی و عدم صلاحیت ایشان برای دفاع از عرفان حلقه معلوم شود.

دوم، اینکه مردم را فاقد توان و صلاحیت تشخیص می دانید و از شکل گیری مناظره در منظر عمومی نگران هستید.

شاید می پندارید هر کس می خواهد عرفان حلقه را بفهمد باید علم و اندیشه را کنار بگذارد و تسلیم حلقه ها و اتصالات شما شود.

به هر حال این قضاوت های ناموجه از علائم پارانویای معنوی است که از طاهری به برخی از دوستانش سرایت کرده است. و اتفاقاً نقطۀ دردناک این بیماری معنوی همین شاخصۀ سرایت به دیگران است. یعنی کسی که به سندروم حلقه مبتلا شده، ممکن است، مشکل خود را به دیگران هم منتقل کند و اینجاست که اندیشمندان معنوی باید وظیفه خود را انجام دهند و از تهمت ها و اهانت ها و تهدیدها نترسند و به روشنگری در عرصه عمومی جامعه ادامه دهند. چرا که روشنگری و اطلاع رسانی به مردم تنها راه جلوگیری از گسترش این بیماری است.

ما با تمام عشق و با تمام ایمان تا سلامت معنوی همه عزیزان تلاش می کنیم و همانطور که بارها اعلام کرده ام، زندان و برخوردهای حقوقی را راه حل مناسب این مسأله نمی دانیم.

شما خواسته اید که بحث مناظره را تمام کنیم. صدالبته با توجه به قضاوت ها و پیش داوری های شما ادامه این درخواست و اصرار ما بر مناظره در منظر عمومی دیگر فایده ای ندارد.

آرزو می کنم، همۀ عزیزانی که به این مشکل مبتلا هستند و به گفته خود گرفتار قدرتهای ماورائی شده اند، از شبکه شعور کیهانی یا غیرارگانیکها هراسی نداشته باشند و با امید به بهبود کامل و اعتماد به شفابخشی معنویت دینی با درمانگران معنوی همکاری کنند.

حمیدرضا مظاهری سیف – ۱۱ دی ماه ۹۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.